فریزال ورب فعلی است که با یک یا دو کلمهی کوچک مثل up، out یا off معنی تازهای پیدا میکند؛ مثل give up یعنی دست کشیدن یا find out یعنی فهمیدن. بهترین راه یادگیریشان این است که پرکاربردها را موضوعبهموضوع، با جمله و با رعایت جای مفعول یاد بگیری.
فهرست مطالب
- فریزال ورب چیست
- گرامر فریزال ورب: جداشدنی یا جدانشدنی
- فریزالوربهای کارهای روزمره
- فریزالوربهای ارتباط و گفتوگو
- فریزالوربهای کار و درس
- فریزالوربهای آدمها و احساسها
- یک فریزالورب، چند معنی
- چطور فریزالوربها را یاد بگیریم
- تمرین کن
- سؤالهای رایج
- منابع
فریزال ورب چیست
فریزال ورب (phrasal verb) فعلی است که با یک یا دو کلمهی کوچک مثل up, out, on, off, down همراه میشود و معنی تازهای میسازد. مثلاً give یعنی «دادن»، اما give up یعنی «دست کشیدن، ول کردن». این معنی را معمولاً نمیشود از جمع دو جزء حدس زد و همین یادگیریشان را سخت میکند.
فارسی هم چیزی شبیه دارد: «سر زدن»، «از پا افتادن» یا «کنار آمدن» را با معنی تکتک کلمهها نمیشود فهمید. فریزالوربها در مکالمهی روزمرهی انگلیسی بسیار رایجاند و بدون آنها فهم فیلم و گفتوگو سخت میشود. در راهنمای روش یادگیری لغات انگلیسی گفتیم بهتر است بهجای تکلغت، تکههای آماده یاد بگیری؛ فریزالوربها مهمترین نمونهی این تکهها هستند.
گرامر فریزال ورب: جداشدنی یا جدانشدنی
طبق توضیح بریتیش کانسل، فریزالوربها از نظر جای مفعول سه نوعاند:

۱. جداشدنی (separable)
مفعول میتواند بعد از کل فعل یا بین فعل و ذره بیاید: Turn off the TV. یا Turn the TV off.. اما اگر مفعول ضمیر باشد (it, them, her)، حتماً باید وسط بیاید: Turn it off. نه Turn off it.
۲. جدانشدنی (inseparable)
فعل و ذره همیشه کنار هم میمانند، حتی با ضمیر: She looks after her grandmother. و She looks after her.؛ نه looks her after. فعلهایی که اصلاً مفعول ندارند هم جدا نمیشوند، مثل get up.
۳. فریزالوربهای دوذرهای
اینها همیشه جدانشدنیاند و ضمیر بعد از هر دو ذره میآید: I can't put up with it.
اشتباه رایج: Pick up me at six. ← درستش Pick me up at six. است. هر وقت مفعول ضمیر بود و فعل جداشدنی، ضمیر را وسط بگذار.
دیکشنریهای زبانآموز معمولاً با نشانههایی مثل sth و sb جای مفعول را نشان میدهند. مثلاً turn sth off یعنی مفعول میتواند وسط بیاید.
فریزالوربهای کارهای روزمره

| فریزال ورب | معنی | مثال |
|---|---|---|
| wake up | بیدار شدن | I wake up at six on weekdays. |
| get up | از رختخواب بلند شدن | I wake up early but get up late. |
| put on | پوشیدن | Put on your coat, it's cold. |
| take off | درآوردن (لباس)؛ بلند شدن هواپیما | Take off your shoes at the door. |
| turn on | روشن کردن | Can you turn on the light? |
| turn off | خاموش کردن | Turn off your phone in the cinema. |
| turn up / down | بلند / کم کردن صدا | Please turn the music down. |
| go out | بیرون رفتن (برای تفریح) | We go out every Thursday night. |
| eat out | بیرون غذا خوردن | Let's eat out tonight. |
| clean up | مرتب و تمیز کردن | We cleaned up after the party. |
| lie down | دراز کشیدن | I need to lie down for a while. |
| hurry up | عجله کردن | Hurry up, the bus is coming! |
فریزالوربهای ارتباط و گفتوگو
| فریزال ورب | معنی | مثال |
|---|---|---|
| call back | دوباره زنگ زدن | I'm busy now. Can I call you back? |
| hang up | قطع کردن تلفن | She hung up before I could answer. |
| find out | فهمیدن، پی بردن | I found out the truth yesterday. |
| point out | اشاره کردن، یادآوری کردن | He pointed out a mistake in my report. |
| bring up | مطرح کردن (موضوع)؛ بزرگ کردن (بچه) | Don't bring up politics at dinner. |
| speak up | بلندتر حرف زدن | Could you speak up a bit? |
| go on | ادامه دادن | Sorry, please go on. |
| make up | از خودت ساختن (داستان یا بهانه) | He made up an excuse for being late. |
| get along (with) | کنار آمدن، رابطهی خوب داشتن | I get along well with my coworkers. |
| catch up (with) | به کسی رسیدن؛ از حال هم باخبر شدن | Let's meet for coffee and catch up. |
فریزالوربهای کار و درس
| فریزال ورب | معنی | مثال |
|---|---|---|
| look up | پیدا کردن در دیکشنری یا منبع | I looked up the word in the dictionary. |
| fill in / fill out | پر کردن (فرم) | Please fill in this form. |
| hand in | تحویل دادن (تکلیف) | Hand in your essays on Monday. |
| work out | حل کردن؛ ورزش کردن | I can't work out this problem. / I work out three times a week. |
| figure out | سر درآوردن، فهمیدن | I can't figure out how this app works. |
| set up | راه انداختن، نصب کردن | We set up a new office in Mashhad. |
| carry on | ادامه دادن | Carry on with your work. |
| put off | عقب انداختن | Don't put off your homework until Sunday night. |
| give up | دست کشیدن، ول کردن | Don't give up, you're almost there. |
| take over | مسئولیت را به عهده گرفتن | She took over the project last month. |
| drop out (of) | ترک تحصیل کردن، کنار کشیدن | He dropped out of the course after two weeks. |
| go over | مرور کردن | Let's go over the main points again. |
go over دقیقاً همان کاری است که با لغتها باید انجام بدهی؛ و بهترین زمان برایش را در تکرار با فاصله توضیح دادهایم.
فریزالوربهای آدمها و احساسها
| فریزال ورب | معنی | مثال |
|---|---|---|
| look after | مراقبت کردن | Can you look after my cat this weekend? |
| look for | دنبال چیزی گشتن | I'm looking for my glasses. |
| look forward to | مشتاقانه منتظر بودن | I'm looking forward to the holiday. |
| calm down | آرام شدن | Calm down, everything is OK. |
| cheer up | روحیه گرفتن / دادن | Cheer up! It's not the end of the world. |
| grow up | بزرگ شدن | I grew up in a small village. |
| run out of | تمام کردن، ته کشیدن | We've run out of milk. |
| put up with | تحمل کردن | I can't put up with this noise anymore. |
| break up | جدا شدن (رابطه) | They broke up last year. |
| show up | پیدا شدن، آمدن | He showed up an hour late. |
| pick up | برداشتن؛ دنبال کسی رفتن | I'll pick you up at the station. |
| come back | برگشتن | When are you coming back? |
اشتباه رایج: بعد از look forward to، فعل با ing میآید چون to اینجا حرف اضافه است: I look forward to seeing you. نه to see you.
یک فریزالورب، چند معنی
یکی از چیزهایی که فارسیزبانها را گیج میکند، این است که یک فریزالورب ممکن است چند معنی کاملاً متفاوت داشته باشد. معنی درست را فقط از جمله میشود فهمید؛ دلیل دیگری که چرا باید هر فریزالورب را با جمله یاد بگیری.

| فریزال ورب | معنی | مثال |
|---|---|---|
| pick up (1) | برداشتن از زمین | Can you pick up that pen for me? |
| pick up (2) | دنبال کسی رفتن با ماشین | My dad picks me up after class. |
| pick up (3) | کمکم یاد گرفتن | I picked up some Turkish on holiday. |
| take off (1) | درآوردن لباس | Take off your jacket and sit down. |
| take off (2) | بلند شدن هواپیما | The plane took off at midnight. |
| take off (3) | ناگهان موفق شدن | Her small online shop really took off. |
| work out (1) | ورزش کردن | I work out at the gym after work. |
| work out (2) | حل کردن، سر درآوردن | We worked out a better plan. |
| work out (3) | به نتیجه رسیدن | Don't worry, things will work out. |
یک راه خوب برای ثبت اینها: برای هر معنی یک کارت جدا بساز و شمارهگذاری کن. وقتی همهی معنیها را با هم روی یک کارت بنویسی، معمولاً فقط اولی یادت میماند.
چطور فریزالوربها را یاد بگیریم
بریتیش کانسل در مطلبی دربارهی یادگیری فریزالوربها چند پیشنهاد کاربردی دارد که با تجربهی ما هم جور است:
- همه را حفظ نکن. هزاران فریزالورب وجود دارد؛ با پرکاربردها شروع کن و کمکم اضافه کن.
- در بافت یاد بگیر. هر فریزالورب را با جملهای که دیدی یا شنیدی ثبت کن، ترجیحاً با یک جملهی خودت.
- گروهبندی کن. بر اساس فعل (همهی ترکیبهای look)، بر اساس ذره (مثلاً up که اغلب حس کامل شدن دارد: clean up, use up, eat up) یا بر اساس موضوع.
- فعالانه استفاده کن. هر هفته چند فریزالورب را آگاهانه در پیام یا صحبتت به کار ببر.
یک نکته از تجربهی ما: فریزالوربها را روی کارت با جای خالی بنویس، نه با ترجمهی تنها. مثلاً روی کارت I've ___ ___ ___ sugar. Can you buy some? و پشتش run out of. سطحبندی فریزالوربها را هم میتوانی در English Vocabulary Profile ببینی؛ پروژهای که سطح CEFR هر معنی را مشخص کرده است.
نکته وکاژ: فریزالوربها بهخاطر شباهت ظاهری زیاد با هم قاطی میشوند و مرور منظم مهمترین چیزی است که لازم دارند. در وکاژ میتوانی آنها را با جمله اضافه کنی تا سر موعد برای مرور برگردند؛ روی وب یا ربات تلگرام. روش مرور بهموقع را ببین.
فریزالوربها کنار اصطلاحات انگلیسی و کالوکیشنها، چیزیاند که حرف زدنت را از «کتابی» به «طبیعی» میبرند. برای اینکه آنها را در گوش هم تمرین کنی، یادگیری زبان با فیلم و سریال منبع فوقالعادهای است، چون دیالوگهای روزمره پر از همین فعلهاست. و اگر دنبال تصویر کلیتری از مسیر آموزش زبان انگلیسی هستی، صفحهی اصلی ما را ببین.
تمرین کن
این جمله را درست کن: Turn off it, please.
Turn it off, please. — ضمیر در فریزالورب جداشدنی وسط میآید.
جای خالی: I'm looking forward to ___ (meet) you.
meeting
کدام درست است؟ She looks after her / She looks her after
She looks after her. — look after جدانشدنی است.
معادل انگلیسی: «شیر تمام شده.»
We've run out of milk.
یک جمله با put off دربارهی خودت بنویس.
مثلاً: I always put off cleaning my room.
سؤالهای رایج
فریزال ورب چیست؟
فعلی که با یک یا دو ذره مثل up، out، on یا off همراه میشود و معنی تازهای میسازد که اغلب از معنی تکتک اجزا قابل حدس نیست.
جای ضمیر در فریزال ورب کجاست؟
در فریزالوربهای جداشدنی، ضمیر مفعولی باید بین فعل و ذره بیاید (turn it off). در فریزالوربهای جدانشدنی و دوذرهای، ضمیر بعد از ذره میآید (look after her).
از کجا بفهمم فریزال ورب جداشدنی است؟
دیکشنریهای زبانآموز با نشانههایی مثل sth و sb جای مفعول را نشان میدهند. اگر sth بین فعل و ذره آمده باشد، جداشدنی است.
چند فریزال ورب باید بلد باشم؟
عدد ثابتی نیست. یادگیری چند ده فریزالورب پرکاربرد روزمره، فهم مکالمهها و فیلمها را خیلی راحتتر میکند.




نظرها
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.