رفتن به محتوای اصلی
لغات انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی رایج در مکالمه روزمره با معنی و مثال

بیش از ۴۰ اصطلاح رایج انگلیسی که در فیلم‌ها و گفت‌وگوهای روزمره می‌شنوی، با معنی، مثال و معادل فارسی؛ همراه با نکته‌هایی درباره‌ی لحن و اشتباه‌هایی که فارسی‌زبان‌ها در ترجمه‌ی تحت‌اللفظی می‌کنند.

تحریریه وکاژبه‌روزرسانی: ۹ دقیقه مطالعه

کاور مقاله اصطلاحات رایج انگلیسی در مکالمه

اصطلاحات انگلیسی عبارت‌هایی‌اند که معنی‌شان با معنی تک‌تک کلمه‌ها فرق دارد؛ مثل a piece of cake یعنی کار خیلی آسان یا break the ice یعنی یخ جمع را شکستن. بهتر است اصطلاح‌های پرکاربرد را با جمله و موقعیت یاد بگیری و به لحن محاوره‌ای‌شان دقت کنی.

فهرست مطالب

  1. اصطلاح انگلیسی چیست
  2. اصطلاح‌های آسانی و سختی
  3. اصطلاح‌های زمان
  4. اصطلاح‌های حال و احساس
  5. اصطلاح‌های گفت‌وگو و رابطه
  6. اصطلاح‌های کار و پول
  7. اصطلاح‌هایی که معادل فارسی نزدیک دارند
  8. تله‌ی ترجمه‌ی تحت‌اللفظی
  9. چطور اصطلاح‌ها را یاد بگیریم و به کار ببریم
  10. تمرین کن
  11. سؤال‌های رایج
  12. منابع

اصطلاح انگلیسی چیست

اصطلاح (idiom) عبارتی است که معنی کلی‌اش با معنی تک‌تک کلمه‌هایش فرق دارد. وقتی کسی می‌گوید It's a piece of cake، درباره‌ی کیک حرف نمی‌زند؛ می‌گوید «کار خیلی آسانی است». فارسی هم پر از این عبارت‌هاست: «آب از سرش گذشته» یا «دستش توی کار است» را هیچ‌کس تحت‌اللفظی نمی‌فهمد.

اصطلاح‌ها لایه‌ی بعد از لغت‌ها، کالوکیشن‌ها و فریزال‌ورب‌ها هستند و طبق همان منطقی که در راهنمای روش یادگیری لغات انگلیسی گفتیم، باید به‌صورت یک تکه‌ی کامل یاد گرفته شوند. فهرست رسمی Oxford Phrase List هم که حدود ۶۵۰ عبارت پرکاربرد را برای سطح‌های A1 تا C1 جمع کرده، اصطلاح‌ها را کنار فریزال‌ورب‌ها و کالوکیشن‌ها آورده است؛ یعنی این‌ها بخشی از واژگان واقعی‌اند، نه تزئین.

قبل از شروع: اصطلاح‌ها لحن دارند. بیشترشان دوستانه و محاوره‌ای‌اند و در ایمیل رسمی یا رایتینگ آکادمیک جایی ندارند. اول بفهم، بعد با احتیاط استفاده کن.

اصطلاح‌های آسانی و سختی

اصطلاح‌های انگلیسی درباره‌ی آسانی و سختی با معنی فارسی
معنی اصطلاح با معنی تک‌تک کلمه‌ها فرق دارد
اصطلاحمعنیمثال
a piece of cakeخیلی آسان، مثل آب خوردنThe test was a piece of cake.
easier said than doneگفتنش آسان است، انجامش نهWaking up at five? Easier said than done.
the hard wayاز راه سخت، با تجربه‌ی تلخI learned that lesson the hard way.
get the hang ofدستت آمدن، راه افتادنDriving is hard at first, but you'll get the hang of it.
practice makes perfectکار نیکو کردن از پر کردن استKeep writing every day. Practice makes perfect.
bite the bulletدل به دریا زدن و کار سخت را شروع کردنI bit the bullet and called the bank.

اصطلاح‌های زمان

اصطلاحمعنیمثال
better late than neverدیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن استYou finally finished it? Better late than never!
in no timeدر یک چشم به هم زدنDon't worry, you'll be ready in no time.
once in a blue moonخیلی به‌ندرت، سالی یک بارI eat fast food once in a blue moon.
call it a dayکار را برای امروز تمام کردنIt's eight o'clock. Let's call it a day.
last minuteدقیقه‌ی نودHe always books his tickets at the last minute.
kill timeوقت گذراندن (بیکار)I read a magazine to kill time at the airport.

اصطلاح‌های حال و احساس

اصطلاح‌های انگلیسی برای حال و احساس با معنی فارسی
اصطلاح‌های محاوره‌ای برای گفتن حال
اصطلاحمعنیمثال
under the weatherکمی ناخوش، کسلI'm feeling a bit under the weather today.
on cloud nineدر آسمان‌ها، خیلی خوشحالShe's been on cloud nine since she got the job.
over the moonاز خوشحالی در پوست خود نگنجیدنMy parents were over the moon about the news.
butterflies in my stomachدلشوره، دل‌آشوبه‌ی قبل از اتفاق مهمI always get butterflies in my stomach before exams.
at the end of my rope / tetherکاسه‌ی صبرم لبریز شدهThe kids have been shouting all day; I'm at the end of my rope.
keep your chin upروحیه‌ات را حفظ کنKeep your chin up. Next time will be better.

دقت کن: at the end of my rope بیشتر آمریکایی و at the end of my tether بیشتر بریتانیایی است. بسیاری از اصطلاح‌ها چنین تفاوت‌هایی دارند؛ دیکشنری معمولاً مشخصش می‌کند.

اصطلاح‌های گفت‌وگو و رابطه

اصطلاحمعنیمثال
break the iceیخ جلسه را شکستنHe told a funny story to break the ice.
the elephant in the roomموضوع مهمی که همه از آن طفره می‌روندNobody talked about the budget, the elephant in the room.
on the same pageهم‌نظر بودن، هماهنگ بودنLet's meet first so we're all on the same page.
get to the pointسر اصل مطلب رفتنPlease get to the point; we don't have much time.
speak your mindحرف دلت را رک زدنIn our team, everyone can speak their mind.
keep in touchدر تماس ماندنIt was nice meeting you. Let's keep in touch.
hit it offزود با هم جور شدنWe met at a wedding and hit it off immediately.
it is what it isهمینه که هستThe train is cancelled. It is what it is.

اصطلاح‌های کار و پول

اصطلاحمعنیمثال
cost an arm and a legخیلی گران بودن، سر به فلک کشیدنThat phone cost an arm and a leg.
on a tight budgetبا بودجه‌ی محدودWe're travelling on a tight budget this year.
work against the clockبا عجله و برای رسیدن به مهلت کار کردنWe worked against the clock to finish the report.
back to square oneبرگشتن به خانه‌ی اولThe plan failed, so we're back to square one.
think outside the boxخلاقانه و متفاوت فکر کردنWe need to think outside the box to solve this.
learn the ropesفوت‌وفن کار را یاد گرفتنIt took me a month to learn the ropes at my new job.

اصطلاح‌هایی که معادل فارسی نزدیک دارند

بعضی اصطلاح‌ها در فارسی معادل تقریباً هم‌معنا دارند. این‌ها را راحت‌تر یاد می‌گیری، اما مراقب باش ترجمه‌ی تحت‌اللفظی فارسی را به انگلیسی نبری.

انگلیسیمعادل فارسی نزدیکاشتباه رایج
kill two birds with one stoneبا یک تیر دو نشان زدنhit two targets with one arrow
the last strawتیر خلاص، قطره‌ای که کاسه را لبریز کرد—
out of sight, out of mindاز دل برود هر آن که از دیده برفت—
when pigs flyعمراً؛ به همین خیال باش—
the ball is in your courtحالا نوبت توست که تصمیم بگیری—
cry over spilt milkغصه‌ی گذشته را خوردن—

جالب است که بسیاری از زبان‌ها برای یک مفهوم، تصویرهای متفاوتی ساخته‌اند. پیدا کردن معادل فارسی هر اصطلاح، یک قلاب حافظه‌ی قوی می‌سازد.

تله‌ی ترجمه‌ی تحت‌اللفظی

بزرگ‌ترین خطر اصطلاح‌ها برای فارسی‌زبان‌ها دو طرف دارد: یکی اینکه اصطلاح انگلیسی را تحت‌اللفظی بفهمی، و دیگری اینکه اصطلاح فارسی را کلمه‌به‌کلمه به انگلیسی ترجمه کنی.

مقایسه‌ی ترجمه‌ی تحت‌اللفظی تعارف‌های فارسی با معادل طبیعی انگلیسی
دلم تنگ شده، جایت خالی، خسته نباشی

فهمیدن اشتباه

اگر همکارت بگوید Let's call it a day و تو فکر کنی می‌خواهد «اسمش را روز بگذارد»، گفت‌وگو را گم می‌کنی. وقتی جمله‌ای با کلمه‌های ساده معنی عجیبی می‌دهد، احتمالاً با یک اصطلاح روبه‌رویی. آن را کامل در دیکشنری جست‌وجو کن، نه کلمه‌به‌کلمه.

ساختن اشتباه

جمله‌هایی مثل My heart is narrow for you (دلم برایت تنگ شده) یا Your place is empty (جایت خالی) برای انگلیسی‌زبان‌ها نامفهوم یا عجیب‌اند. معادل‌های طبیعی‌شان:

فارسیترجمه‌ی تحت‌اللفظی (غلط)معادل طبیعی
دلم برایت تنگ شدهMy heart is narrow for youI miss you
جایت خالیYour place is emptyI wish you were here / We missed you
دستت درد نکندDon't let your hand hurtThanks a lot / I really appreciate it
خسته نباشیDon't be tiredThanks for your hard work / Good job today

این نوع خطاها را همراه با اشتباه‌های دیگر در اشتباهات رایج فارسی‌زبان‌ها بیشتر باز کرده‌ایم.

چطور اصطلاح‌ها را یاد بگیریم و به کار ببریم

  • کم ولی کاربردی. لازم نیست صدها اصطلاح حفظ کنی. چند ده اصطلاح رایج که در فیلم و گفت‌وگو زیاد می‌شنوی کافی است.
  • اول در شنیدن. اصطلاحی که هرگز در یک موقعیت واقعی نشنیده‌ای را عجله نکن به کار ببری؛ ممکن است لحنش را اشتباه بگیری.
  • با موقعیت ثبت کن. روی کارت بنویس کجا شنیدی و در چه حالی گفته شد. مثلاً «همکار گفت وقتی کار به‌موقع تمام شد».
  • یکی‌یکی وارد صحبت کن. هر هفته یک اصطلاح را آگاهانه در یک پیام یا گفت‌وگو استفاده کن.

سریال‌ها و پادکست‌های روزمره بهترین جا برای شنیدن اصطلاح‌ها در بافت‌اند؛ ایده‌هایش را در پادکست‌های یادگیری انگلیسی ببین. اگر هم دنبال تکه‌های آماده‌ی ساده‌تر برای مکالمه‌ای، جمله‌های پرکاربرد انگلیسی در مکالمه قدم بعدی مناسبی است.

نکته وکاژ: اصطلاح‌ها را با جمله و موقعیت روی کارت بنویس و مثل لغت مرورشان کن، مثلاً «The exam was a ___ ___ ___. I finished early.» در وکاژ می‌توانی همین عبارت‌ها را اضافه کنی تا سر موعد برای مرور برگردند. روش مرور به‌موقع را ببین.

اصطلاح‌ها چاشنی زبان‌اند، نه غذای اصلی. اول پایه‌ی لغت و جمله‌سازی‌ات را محکم کن و بعد این چاشنی را اضافه کن؛ نقشه‌ی کامل این مسیر را در صفحه‌ی آموزش زبان انگلیسی وکاژ می‌بینی.

تمرین کن

کدام اصطلاح یعنی «خیلی گران»؟

cost an arm and a leg

جای خالی: I'm feeling a bit ___ the weather, so I'll stay home.

under

معادل انگلیسی «با یک تیر دو نشان زدن» چیست؟

kill two birds with one stone

آیا on cloud nine را در ایمیل رسمی به مدیر شرکت استفاده می‌کنی؟

بهتر است نه؛ این اصطلاح محاوره‌ای و دوستانه است.

سؤال‌های رایج

اصطلاحات انگلیسی چیست؟

عبارت‌هایی که معنی کلی‌شان با معنی تحت‌اللفظی کلمه‌ها فرق دارد، مثل a piece of cake به معنی کار خیلی آسان.

چند اصطلاح انگلیسی باید بلد باشم؟

عدد ثابتی نیست. برای مکالمه‌ی روزمره، چند ده اصطلاح رایج که واقعاً می‌شنوی کافی است؛ کیفیت و درست به کار بردن از تعداد مهم‌تر است.

می‌توانم اصطلاحات را در رایتینگ آیلتس استفاده کنم؟

بیشتر اصطلاح‌ها محاوره‌ای‌اند و در رایتینگ آکادمیک مناسب نیستند. در اسپیکینگ اگر طبیعی و درست به کار بروند مشکلی ندارند.

بهترین راه یادگیری اصطلاحات چیست؟

شنیدن‌شان در فیلم و گفت‌وگو، ثبت با جمله و موقعیت، مرور منظم و استفاده‌ی تدریجی در صحبت.

منابع

اشتراک‌گذاری:✈️ تلگرام💬 واتس‌اپ
نوشتهتحریریه وکاژواژه واژه تا انگلیسی روان؛ راهنماهای کوتاه و کاربردی برای یادگیری انگلیسی.
دو نفر در کافه در حال گفت‌وگوی دوستانه به انگلیسی با حباب‌های گفت‌وگو
مکالمه انگلیسی

جملات پرکاربرد انگلیسی در مکالمه روزمره؛ با معنی و لحن رسمی و دوستانه

حدود ۶۰ عبارت آماده برای مکالمه روزمره، دسته‌بندی‌شده بر اساس موقعیت، با ترجمه فارسی، لحن رسمی یا دوستانه و نکته‌های فرهنگی که فارسی‌زبان‌ها معمولاً اشتباه می‌کنند.

۱۰ دقیقه

بیشتر بخوانید

نظرها

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.