بهترین روش یادگیری لغات انگلیسی این است که اول لغتهای پرکاربرد را انتخاب کنی، هر لغت را با یک جمله و تلفظ درستش یاد بگیری و بعد آن را با فاصلههای زمانی رو به افزایش مرور کنی، طوری که هر بار معنی را از حافظه بیرون بکشی. در آخر لغت را در نوشتن و صحبت به کار ببر.
فهرست مطالب
- چرا لغت، ستون اصلی یادگیری زبان است
- کدام لغتها را اول یاد بگیریم
- «بلد بودن» یک لغت یعنی چه
- علم حافظه: چرا فراموش میکنیم و چطور جلویش را بگیریم
- روش ۷ مرحلهای یادگیری لغت، از دیدن تا استفاده
- بهجای تکلغت، ترکیب یاد بگیر
- ریشه و وند: یک لغت یاد بگیر، پنج لغت بگیر
- لغت را در متن و صدا دوباره ببین
- روزی چند لغت؟ برنامهی هفتگی نمونه
- اشتباههای رایج فارسیزبانها در یادگیری لغت
- ابزارهای مناسب برای یادگیری لغت
- تمرین کن
- سؤالهای رایج
- منابع
چرا لغت، ستون اصلی یادگیری زبان است
گرامر به تو میگوید کلمهها را چطور کنار هم بچینی، اما اگر کلمه نداشته باشی چیزی برای چیدن نمیماند. با گرامر ضعیف و لغت کافی هنوز میشود منظور را رساند؛ برعکسش تقریباً غیرممکن است. جملهی شکستهای مثل Yesterday I go doctor, my head pain غلط است، ولی شنونده میفهمد. حالا تصور کن همهی گرامر را بلدی اما کلمهی doctor یا headache را نمیدانی.
پژوهشهای زبانشناسی کاربردی هم همین را با عدد نشان میدهند. پاول نیشن (Paul Nation)، از پژوهشگران شناختهشدهی حوزهی واژگان در دانشگاه ویکتوریای ولینگتون، در مقالهای در سال ۲۰۰۶ بررسی کرد که برای فهمیدن متن بدون کمک چه تعداد خانوادهی واژگانی (word family) لازم است. نتیجهی او این بود که اگر بخواهی حدود ۹۸ درصد کلمههای یک متن نوشتاری را بشناسی، به دامنهای حدود ۸ تا ۹ هزار خانوادهی واژگانی نیاز داری و برای متن گفتاری حدود ۶ تا ۷ هزار.
این عددها نباید بترسانندت. اولاً «خانوادهی واژگانی» یعنی یک ریشه با همهی شکلهایش؛ مثلاً happy, happily, happiness, unhappy یک خانواده حساب میشوند. ثانیاً این رقم برای فهم بیدردسر متنهای واقعی است، نه برای شروع گفتوگو. با چند صد لغت پرکاربرد میتوانی کارهای روزمره را راه بیندازی و هر لغت تازهای که اضافه میکنی، بخش بیشتری از متنها را برایت روشن میکند.
پیام اصلی ساده است: یادگیری لغت یک کار جانبی نیست که «بعداً» سراغش بروی. ستون اصلی مسیر است و باید از روز اول برایش روش و برنامه داشته باشی. اگر هنوز نمیدانی مسیر کلیات از کجا شروع میشود، راهنمای یادگیری زبان از صفر در خانه تصویر بزرگ را نشانت میدهد.
کدام لغتها را اول یاد بگیریم
همهی کلمهها ارزش یکسانی ندارند. کلمهای مثل time یا because را تقریباً در هر متن و مکالمهای میبینی، اما parsimonious شاید سالی یک بار به چشمت بخورد. پس اولین تصمیم هوشمندانه این است که از پرکاربردترینها شروع کنی.
فهرستهای معتبر بسامدی
دو منبع مطمئن برای انتخاب لغتهای پایه وجود دارد:
- Oxford 3000: طبق توضیح رسمی Oxford Learner's Dictionaries، فهرستی از ۳۰۰۰ لغت هستهای است که هر زبانآموز به آنها نیاز دارد. لغتها بر اساس بسامد در پیکرهی Oxford English Corpus (بیش از ۲ میلیارد کلمه) و میزان ربطشان به زبانآموزها انتخاب شدهاند و هر کدام به یک سطح CEFR از A1 تا B2 وصل است. Oxford 5000 همین فهرست بهاضافهی ۲۰۰۰ لغت سطح B2 و C1 است.
- English Vocabulary Profile (EVP): پروژهای از برنامهی English Profile که نشان میدهد زبانآموزها در هر سطح CEFR (از A1 تا C2) کدام لغتها و حتی کدام معنی هر لغت را واقعاً بلدند. شواهدش عمدتاً از پیکرهی برگههای امتحانی زبانآموزان (Cambridge Learner Corpus) آمده است.
نکتهی ظریف EVP این است که سطح را به معنیها میدهد، نه فقط به خود کلمه. مثلاً run در معنی «دویدن» از لغتهای اول راه است، اما در معنی «اداره کردن» (She runs a small bakery.) دیرتر یاد گرفته میشود. پس اگر یک کلمه را «بلدی»، شاید فقط یکی از معنیهایش را بلد باشی.
ترتیب پیشنهادی
| مرحله | چه لغتهایی | هدف |
|---|---|---|
| A1 | اعداد، زمان، خانواده، غذا، فعلهای پایه مثل go, have, want | معرفی خود و نیازهای روزمره |
| A2 | خرید، سفر، کار، احساسات، صفتهای رایج | مکالمههای ساده و متنهای کوتاه |
| B1 | لغتهای بحث و نظر، فریزالوربهای رایج، کالوکیشنها | بیان نظر، خواندن مقالههای ساده |
| B2 به بعد | لغتهای آکادمیک و تخصصی حوزهی خودت | آزمون، دانشگاه، کار |
برای شروع عملی، فهرست لغتهای پرکاربرد سطح A1 و A2 با معنی و مثال را آماده کردهایم که موضوعبهموضوع چیده شده و میتوانی همین امروز اولین ده لغتت را از آن برداری. اگر سطحت را دقیق نمیدانی، مطلب سطحبندی CEFR کمک میکند جای خودت را پیدا کنی.
«بلد بودن» یک لغت یعنی چه
خیلی از زبانآموزها لغت را «معنی فارسی» میدانند: decide یعنی «تصمیم گرفتن» و تمام. اما برای اینکه لغت را واقعاً به کار ببری، چند لایهی دیگر هم لازم است. بریتیش کانسل در مطلبی با عنوان «ده چیزی که باید دربارهی یک کلمه بدانی» همین لایهها را برمیشمارد: معنی، بار مثبت یا منفی، مترادفها، سبک رسمی یا محاوره، بسامد، املا و تلفظ، نوع کلمه، وندها، خانوادهی واژگانی و همنشینها.

لازم نیست برای هر لغت همهی اینها را یکجا یاد بگیری. اما دستکم این پنج مورد را برای هر لغت تازه ثبت کن:
| لایه | مثال برای decide | چرا مهم است |
|---|---|---|
| معنی | تصمیم گرفتن | پایهی کار |
| تلفظ و استرس | /dɪˈsaɪd/ | استرس روی بخش دوم است؛ اگر اشتباه بگویی، شنونده دیرتر میفهمد |
| الگوی دستوری | decide to do / decide that… | فارسیزبانها گاهی میگویند decide for go که غلط است |
| همنشینها | make a decision, a difficult decision | نمیگوییم do a decision |
| خانواده | decision, decisive, indecisive | با یک لغت چند لغت میگیری |
تفاوت دانش «پذیرا» (receptive) و «فعال» (productive) هم مهم است. وقتی لغتی را در متن میبینی و میفهمی، دانشت پذیراست. وقتی خودت در صحبت یا نوشتن سراغش میروی، فعال شده است. معمولاً تعداد لغتهایی که میفهمی از لغتهایی که استفاده میکنی خیلی بیشتر است و این طبیعی است؛ هدف این است که لغتهای پرکاربرد را به سمت فعال هل بدهی.
اشتباه رایج: نوشتن تلفظ انگلیسی با حروف فارسی (مثلاً «دیساید») عادت بدی میسازد، چون فارسی صداهایی مثل /θ/ یا /w/ را ندارد. بهتر است فایل صوتی دیکشنری را بشنوی و در صورت امکان آوانگاری IPA را یاد بگیری.
برای همین بخش، راهنمای آوانگاری IPA به زبان ساده نقطهی شروع خوبی است.
علم حافظه: چرا فراموش میکنیم و چطور جلویش را بگیریم
اگر تا حالا یک لیست لغت را شب امتحان حفظ کردهای و یک هفته بعد تقریباً هیچچیز یادت نمانده، تجربهات کاملاً علمی است. سه یافتهی پژوهشی کمک میکند روش درست را بفهمیم.
۱. منحنی فراموشی
هرمان ابینگهاوس، روانشناس آلمانی قرن نوزدهم، روی خودش آزمایش کرد و نشان داد که فراموشی در ساعتها و روزهای اول سریع است و بعد کندتر میشود. این یافته بعدها بارها بررسی شده؛ از جمله در سال ۲۰۱۵ مور و دروس (Murre & Dros) همان آزمایش را تکرار کردند و نتیجهشان به دادههای اصلی ابینگهاوس بسیار نزدیک بود. یعنی اگر لغتی را یاد بگیری و دیگر سراغش نروی، بخش بزرگیاش خیلی زود از دست میرود.
۲. اثر فاصلهگذاری (Spacing effect)
سپدا و همکارانش (Cepeda et al., ۲۰۰۶) در یک فراتحلیل بزرگ، ۸۳۹ سنجش از ۳۱۷ آزمایش را در ۱۸۴ مقاله کنار هم گذاشتند. نتیجهی کلی این بود که پخش کردن مرورها در زمان، از فشردهخواندن یکجا بهتر جواب میدهد و فاصلهی مناسب بین مرورها به این بستگی دارد که میخواهی تا کی چیزی را به خاطر بسپاری. هرچه بخواهی چیزی را طولانیتر نگه داری، فاصلهی بهینهی مرورها هم بیشتر میشود.
این ایدهی پایهی چیزی است که به آن تکرار با فاصله میگوییم: مرور اول نزدیک، مرورهای بعدی با فاصلههای بیشتر.
۳. اثر یادآوری فعال (Retrieval practice)
کارپیکی و رودیگر (Karpicke & Roediger, ۲۰۰۸) در مقالهای در مجلهی Science با لغتهای یک زبان خارجی نشان دادند که امتحان دادن مکرر از خود (یعنی بیرون کشیدن معنی از حافظه) اثر بزرگی روی بهخاطرسپاری در آزمون بعدی دارد، اما دوباره خواندن همان لغتها بعد از اینکه یک بار درست جواب داده شده بودند، اثر قابلتوجهی نداشت. جالبتر اینکه پیشبینی خود شرکتکنندهها از عملکردشان با نتیجهی واقعی ارتباطی نداشت.
ترجمهی عملیاش این است: به لیست نگاه کردن و «آهان، این را بلدم» گفتن، احساس یادگیری میدهد ولی کار اصلی را نمیکند. باید کارت را برگردانی، اول خودت جواب بدهی و بعد بررسی کنی.
جمعبندی علمی در یک جمله
لغت را با فاصلههای رو به افزایش مرور کن و در هر مرور، جواب را از حافظه بیرون بکش. سادهترین ابزار کاغذی برای این کار جعبه لایتنر است که بهصورت خودکار لغتهای سخت را بیشتر و لغتهای آسان را کمتر جلوی چشمت میآورد.
روش ۷ مرحلهای یادگیری لغت، از دیدن تا استفاده
این روشی است که میتوانی برای هر لغت تازه تکرارش کنی. مرحلهها کوتاهاند ولی ترتیبشان مهم است.

مرحله ۱: لغت را از جای درست بردار
لغتهایی را انتخاب کن که هم پرکاربردند و هم خودت در متن، فیلم یا گفتوگو با آنها روبهرو شدهای. لغتی که در یک موقعیت واقعی دیدهای، از همان اول یک قلاب در ذهنت دارد.
مرحله ۲: در دیکشنری زبانآموز چک کن
دیکشنریهای مخصوص زبانآموز مثل Oxford Learner's یا Cambridge، علاوه بر معنی، تلفظ صوتی، سطح CEFR، الگوهای دستوری و مثالهای واقعی میدهند. معرفی کاملشان را در مطلب بهترین دیکشنریهای انگلیسی آنلاین آوردهایم.
مرحله ۳: یک کارت هوشمند بساز
روی کارت فقط «کلمه = معنی» ننویس. یک جملهی کوتاه بنویس که به زندگی خودت مربوط باشد و جای لغت را در آن خالی بگذار:
| روی کارت | پشت کارت |
|---|---|
| I ___ to stay home because it was raining. | decided — تصمیم گرفتم |
| Can you ___ me a favour? | do — لطفی در حقم بکنی؟ |
| She was very ___ after the long trip. | tired — خسته |
جملهای که خودت ساختهای بهتر از جملهی آماده در ذهن میماند، چون مجبوری دربارهاش فکر کنی.
مرحله ۴: تلفظ را بلند تکرار کن
فایل صوتی را گوش بده و لغت را دو سه بار بلند بگو. حافظهی شنیداری و حرکتی دهان، دو مسیر اضافه برای بهیادآوریاند.
مرحله ۵: اولین مرور را همان روز انجام بده
چند ساعت بعد، یا شب قبل از خواب، کارتهای امروز را یک بار دیگر از حافظه جواب بده.
مرحله ۶: مرورها را فاصلهدار کن
لغتی که درست جواب دادی، دفعهی بعد با فاصلهی بیشتری برمیگردد؛ لغتی که غلط جواب دادی، به ابتدای صف برمیگردد. این همان منطق لایتنر و نرمافزارهای تکرار با فاصله است.
مرحله ۷: لغت را از کارت بیرون بیاور
هر هفته چند لغت را آگاهانه در یک پیام، یک پاراگراف کوتاه یا یک جملهی بلندگفتهشده به کار ببر. این مرحله لغت را از دانش پذیرا به دانش فعال میبرد و دقیقاً همان جایی است که بیشتر روشها جا میاندازند. اگر میخواهی این بخش را با تمرین گفتاری جدیتر کنی، راهنمای تقویت مکالمه انگلیسی در خانه ایدههای عملی زیادی دارد.
نکته وکاژ: مرحلهی ۵ و ۶ همان بخشی است که آدمها بیشتر از همه فراموشش میکنند. در وکاژ میتوانی لغتها را اضافه کنی تا سر موعد خودشان برای مرور برگردند؛ روی وب یا از طریق ربات تلگرام، با یک حساب و یک پیشرفت.
بهجای تکلغت، ترکیب یاد بگیر
انگلیسیزبانها در عمل با «تکههای» آماده حرف میزنند، نه با کلمههای جدا. اگر فقط تکلغت حفظ کنی، جملههایت از نظر دستوری درست ولی غیرطبیعی میشوند؛ مثل کسی که به فارسی بگوید «باران قوی آمد» بهجای «باران شدید آمد».

کالوکیشنها
کالوکیشن یعنی کلمههایی که معمولاً با هم میآیند: heavy rain نه strong rain، make a mistake نه do a mistake، take a photo نه make a photo. فرق make و do یکی از دردسرهای همیشگی فارسیزبانهاست، چون هر دو در فارسی میشوند «کردن» یا «انجام دادن». این موضوع را در مطلب کالوکیشن در انگلیسی مفصل توضیح دادهایم.
فریزالوربها
فعلهایی مثل give up (دست کشیدن)، look after (مراقبت کردن) و find out (فهمیدن) در مکالمهی روزمره بسیار رایجاند و معنیشان را اغلب نمیشود از دو جزءشان حدس زد. فهرست کاربردیشان با مثال در فریزال وربهای پرکاربرد آمده است.
اصطلاحات
اصطلاحها (idioms) لایهی بعدیاند؛ عبارتهایی مثل break the ice که معنای کلیشان با معنای تکتک کلمهها فرق دارد. لازم نیست صدها اصطلاح حفظ کنی؛ چند ده اصطلاح رایج که واقعاً در گفتوگو شنیده میشوند کافی است. فهرست انتخابشدهی ما در مطلب اصطلاحات رایج انگلیسی است.
قاعدهی عملی: روی کارتهایت تا جای ممکن ترکیب بنویس، نه کلمهی تنها. بهجای decision بنویس make a decision؛ بهجای attention بنویس pay attention to.
ریشه و وند: یک لغت یاد بگیر، پنج لغت بگیر
بخش بزرگی از لغتهای انگلیسی از ترکیب یک ریشه با پیشوند و پسوند ساخته میشوند. وقتی بدانی un- معمولاً معنی منفی میدهد و -ful صفت میسازد، با دیدن unhelpful لازم نیست به دیکشنری بروی.
| ریشه | کلمههای ساختهشده | معنی |
|---|---|---|
| help | helpful, unhelpful, helpless | مفید، بیفایده، درمانده |
| care | careful, careless, carefully | محتاط، بیدقت، با دقت |
| agree | agreement, disagree, agreeable | توافق، مخالف بودن، خوشایند |
| able | unable, ability, disability | ناتوان، توانایی، معلولیت |
البته وندها همیشه قاعدهمند نیستند؛ مثلاً in- در inexpensive منفی است اما در inside نه. به همین دلیل وند را ابزار حدس زدن بدان، نه جایگزین دیکشنری. فهرست وندهای پرکاربرد و تمرینهایش را در پیشوند و پسوند در انگلیسی ببین.
لغت را در متن و صدا دوباره ببین
کارت و مرور، لغت را در حافظه نگه میدارند؛ اما عمق یادگیری از دیدن دوبارهی لغت در موقعیتهای مختلف میآید. هر بار که decide را در یک داستان، یک پادکست یا دیالوگ یک سریال میبینی، ذهنت چیز تازهای دربارهاش یاد میگیرد: با چه کلمههایی میآید، در چه لحنی استفاده میشود و چه حسی دارد.
برای اینکه این دیدارهای دوباره اتفاق بیفتد، به ورودیای نیاز داری که بیشترش را بفهمی. متنی که در هر خط چند کلمهی ناآشنا دارد، خستهکننده است و چیزی هم یاد نمیدهد. به همین دلیل کتابهای سطحبندیشده برای این کار عالیاند؛ معرفیشان را در کتاب داستان سطحبندیشده ببین. برای شنیدن هم میتوانی از روش درست یادگیری با فیلم و سریال کمک بگیری.
یک روال ساده: هنگام خواندن یا دیدن، فقط ۳ تا ۵ لغت را که چند بار تکرار شدهاند یا واقعاً برایت مهماند علامت بزن. همهی کلمههای ناآشنا را برندار؛ وگرنه صف مرورت از لغتهای کمکاربرد پر میشود. بعد همان چند لغت را با جملهی خود متن روی کارت ببر. اینطوری کارتهایت به یک خاطرهی واقعی وصلاند و دفعهی بعد که لغت را در متن دیگری ببینی، زودتر میشناسیاش.
روزی چند لغت؟ برنامهی هفتگی نمونه
سؤال «روزی چند لغت؟» جواب ثابت ندارد، چون بار اصلی کار در مرورهاست نه در لغتهای تازه. هر لغت جدیدی که امروز اضافه میکنی، در روزها و هفتههای آینده چند بار برای مرور برمیگردد. اگر روزی ۳۰ لغت تازه شروع کنی، بعد از دو سه هفته صف مرورت آنقدر بزرگ میشود که یا خسته میشوی یا مرورها را رها میکنی.
برای بیشتر زبانآموزها، شروع با عددی کوچک که بتوانی هر روز نگهش داری، بهتر از عدد بزرگی است که بعد از ده روز رهایش کنی. محاسبهی دقیقتر بر اساس وقت روزانه را در مطلب روزی چند لغت انگلیسی حفظ کنیم آوردهایم. یک برنامهی هفتگی نمونه برای کسی که روزی حدود ۲۰ دقیقه وقت دارد:
| روز | کار اصلی | زمان تقریبی |
|---|---|---|
| شنبه تا چهارشنبه | مرور کارتهای موعددار + اضافه کردن چند لغت تازه با جمله | ۱۵ دقیقه |
| شنبه تا چهارشنبه | خواندن یا شنیدن یک متن کوتاه و علامت زدن لغتهای ناآشنا | ۵ دقیقه |
| پنجشنبه | فقط مرور + نوشتن یک پاراگراف کوتاه با لغتهای هفته | ۲۰ دقیقه |
| جمعه | استراحت یا فقط مرور کارتهای موعددار | ۱۰ دقیقه |
این برنامه را میتوانی کنار یک برنامهی روزانهی ۳۰ دقیقهای بگذاری تا لغت، شنیدن و صحبت کردن همزمان جلو بروند.
اشتباههای رایج فارسیزبانها در یادگیری لغت

۱. حفظ کردن لیستهای بیزمینه
کتابهای لغت بیمثال یا لیستهای الفبایی، لغت را از موقعیتش جدا میکنند. لغت بدون جمله مثل شمارهتلفن بدون اسم است؛ میدانی مال کسی است، ولی نمیدانی کی.
۲. یک معنی فارسی برای هر لغت
Fresh فقط «تازه» نیست: fresh air هوای پاک است و a fresh start یک شروع دوباره. وقتی برای هر لغت فقط یک معادل فارسی نگه داری، در موقعیتهای دیگر گیج میشوی.
۳. ترجمهی کلمهبهکلمه از فارسی
فارسیزبانها گاهی میگویند I opened the light چون در فارسی «چراغ را باز کردم» هم شنیده میشود؛ درستش I turned on the light است. یا take a decision و make a decision را قاطی میکنند. یادگیری ترکیبها جلوی این خطاها را میگیرد.
۴. نادیده گرفتن تلفظ و استرس
کلمهای که غلط تلفظ شود، در شنیدن هم شناخته نمیشود. اگر comfortable را چهارهجایی و با استرس روی «فور» یاد بگیری، وقتی بومیها آن را کوتاه و با استرس روی بخش اول میگویند، نمیشناسیاش.
۵. مرور نکردن
بزرگترین اشتباه همین است. یاد گرفتن بدون مرور، طبق همان منحنی فراموشی، بخش بزرگی از زحمتت را هدر میدهد. اشتباههای گستردهتر زبانی را هم در اشتباهات رایج فارسیزبانها در انگلیسی جمع کردهایم.
ابزارهای مناسب برای یادگیری لغت
ابزار خوب جای روش را نمیگیرد، اما اجرای روش را آسان میکند. چهار دسته ابزار به کارت میآید:
- دیکشنری زبانآموز: برای معنی دقیق، تلفظ صوتی، سطح و مثال.
- کارت کاغذی یا جعبهی لایتنر: ارزان و بدون حواسپرتی، ولی مدیریت زمانبندیاش با خودت است. برای ساخت درست کارت، مطلب فلش کارت انگلیسی را ببین.
- نرمافزار تکرار با فاصله: زمانبندی مرور را خودکار میکند و همیشه در جیبت است.
- منبع ورودی واقعی: کتاب داستان سطحبندیشده، پادکست، سریال؛ جایی که لغتها را دوباره در بافت میبینی.
اگر میخواهی تصویر کاملتری از منابع داشته باشی، راهنمای بهترین منابع یادگیری زبان برای هر سطح کتابها، اپها و سایتهای معتبر را سطحبهسطح معرفی میکند. و اگر تازه میخواهی مسیر کلیات را بچینی، صفحهی اصلی ما دربارهی آموزش زبان انگلیسی و روش مرور بهموقع توضیح میدهد که لغت چطور در کنار بقیهی مهارتها جا میافتد.
در نهایت، بهترین ابزار همانی است که هر روز واقعاً سراغش میروی. ابزاری که روی کاغذ کامل است ولی بازش نمیکنی، هیچ لغتی یادت نمیدهد.
تمرین کن
این جمله را درست کن: I did a big mistake yesterday.
I made a big mistake yesterday. — با mistake فعل make میآید.
کدام روش مرور طبق پژوهش کارپیکی و رودیگر مؤثرتر است: دوباره خواندن لیست یا امتحان دادن از خود؟
امتحان دادن از خود (یادآوری فعال). دوباره خواندن بعد از یک بار جواب درست، اثر قابلتوجهی نداشت.
با ریشهی care سه کلمه بساز.
careful, careless, carefully و حتی caring.
برای لغت decide یک کارت با جای خالی بنویس.
مثلاً: We ___ to go to the beach on Friday. پشت کارت: decided — تصمیم گرفتیم.
سؤالهای رایج
بهترین روش یادگیری لغات انگلیسی چیست؟
انتخاب لغتهای پرکاربرد، یادگیری هر لغت با جمله و تلفظ، مرور با فاصلههای رو به افزایش به شکل یادآوری فعال، و استفادهی واقعی از لغت در نوشتن و صحبت.
برای فهم متنهای انگلیسی چند لغت لازم است؟
طبق پژوهش پاول نیشن (۲۰۰۶)، برای شناختن حدود ۹۸ درصد کلمههای متن نوشتاری حدود ۸ تا ۹ هزار خانوادهی واژگانی و برای متن گفتاری حدود ۶ تا ۷ هزار لازم است؛ اما با چند صد لغت پرکاربرد هم میشود کارهای روزمره را راه انداخت.
از کدام لیست لغت شروع کنم؟
فهرستهای بسامدی معتبر مثل Oxford 3000 که لغتها را به سطحهای A1 تا B2 وصل کرده، شروع مطمئنی است. لغتهای سطح A1 و A2 را اول یاد بگیر.
چرا لغتها را زود فراموش میکنم؟
فراموشی در روزهای اول سریع است. اگر لغت را با فاصلههای مناسب و به شکل امتحان دادن از خود مرور نکنی، بخش زیادیاش از دست میرود.
نوشتن تلفظ با حروف فارسی اشکال دارد؟
بله، چون فارسی بعضی صداهای انگلیسی را ندارد و عادت تلفظ غلط میسازد. بهتر است فایل صوتی دیکشنری را گوش بدهی و آوانگاری IPA را یاد بگیری.




نظرها
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.