رفتن به محتوای اصلی
لغات انگلیسی

لغات احساسات انگلیسی با تلفظ و مثال؛ از خوشحالی تا دلتنگی

۴۱ صفت و عبارت انگلیسی برای گفتن حس و حال، از خوشحال و آسوده تا کلافه، شرمنده و دلتنگ؛ با تلفظ، مثال، فرق صفت‌های دوشکلی و حرف اضافه‌ای که بعد از هر کدام می‌آید.

تحریریه وکاژبه‌روزرسانی: ۷ دقیقه مطالعه

کاور مقاله لغات احساسات انگلیسی با چهره‌های مختلف

لغات احساسات انگلیسی بیشتر صفت‌اند و با be یا feel می‌آیند: I feel nervous. فارسی‌زبان‌ها معمولاً فقط happy، sad و angry را به کار می‌برند؛ این‌جا ۴۱ صفت دقیق‌تر را با تلفظ و مثال آورده‌ایم، به‌همراه فرق bored و boring.

فهرست مطالب

  1. چرا «خوشحال» و «غمگین» کافی نیست
  2. حس‌های خوب
  3. حس‌های ناخوشایند
  4. حالت‌های روزمره
  5. فرق bored و boring؛ صفت‌های دوشکلی
  6. حرف اضافه بعد از صفت‌های احساس
  7. حرف زدن درباره‌ی حس‌ها در گفت‌وگو
  8. تمرین کن
  9. سؤال‌های رایج
  10. منابع

چرا «خوشحال» و «غمگین» کافی نیست

وقتی دوستی می‌پرسد How are you feeling?، جواب I'm sad همه‌چیز را نمی‌گوید. ممکن است دلخور باشی (upset)، ناامید (disappointed) یا دلتنگ خانه (homesick). هر چه صفت‌هایت دقیق‌تر باشد، طرف مقابل بهتر می‌فهمد و گفت‌وگو جلوتر می‌رود.

صفت‌ها را در سه گروه آورده‌ایم: حس‌های خوب، حس‌های ناخوشایند و حالت‌های روزمره. برای روش کلی یادگیری و مرور لغت، راهنمای روش یادگیری لغات انگلیسی را ببین.

حس‌های خوب

لغتتلفظمعنی فارسیمثال
happy/ˈhæpi/خوشحالI was happy to see you again.
glad/ɡlæd/خوشحال (از یک اتفاق)I'm glad you called.
excited/ɪkˈsaɪtɪd/هیجان‌زده، مشتاقI'm so excited about the trip!
proud (of)/praʊd/مفتخر، سربلندI'm proud of my little sister.
grateful/ˈɡreɪtfəl/سپاسگزارI'm grateful for your help.
relieved/rɪˈliːvd/خیالش راحت شدهI was relieved when the test was over.
relaxed/rɪˈlækst/آسوده، آرامI feel relaxed after a walk.
calm/kɑːm/آرامTry to stay calm during the interview.
hopeful/ˈhoʊpfəl/امیدوارWe're hopeful about the results.
confident/ˈkɑːnfɪdənt/مطمئن به خودShe felt confident before the exam.
satisfied/ˈsætɪsfaɪd/راضیThe customer was satisfied with the service.
delighted/dɪˈlaɪtɪd/بسیار خوشحالWe were delighted with the news.
content/kənˈtent/قانع، راضی و آرامHe seems content with a simple life.

glad معمولاً قبل از اسم نمی‌آید: I'm glad درست است، ولی a glad man طبیعی نیست. relieved همان «خیالم راحت شد» است؛ وقتی نگرانی‌ای تمام می‌شود.

حس‌های ناخوشایند

صفت‌های انگلیسی برای حس‌های ناخوشایند با تلفظ و معنی فارسی
nervous یعنی مضطرب، نه عصبانی
لغتتلفظمعنی فارسیمثال
sad/sæd/غمگینThe movie made me sad.
upset/ʌpˈset/ناراحت، دلخورShe was upset about the comment.
angry/ˈæŋɡri/عصبانیDon't be angry with me.
annoyed/əˈnɔɪd/کلافه، دلخورI get annoyed when people are late.
frustrated/ˈfrʌstreɪtɪd/سرخورده، کلافه از ناتوانیI'm frustrated because my English isn't improving fast.
worried (about)/ˈwɝːid/نگرانI'm worried about my exam.
nervous/ˈnɝːvəs/مضطرب، دستپاچهI always get nervous before speaking in public.
anxious/ˈæŋkʃəs/نگران و مضطربHe felt anxious all week.
scared / afraid (of)/skerd / əˈfreɪd/ترسیده / ترسیدن ازI'm afraid of dogs.
lonely/ˈloʊnli/تنها و دلتنگِ همراهShe felt lonely in the new city.
jealous/ˈdʒeləs/حسود؛ حسادت‌کردهHe was jealous of his brother.
embarrassed/ɪmˈberəst/خجالت‌زده (از یک موقعیت)I was embarrassed when I forgot her name.
ashamed (of)/əˈʃeɪmd/شرمنده (از کار خود)I'm ashamed of what I said.
disappointed/ˌdɪsəˈpɔɪntɪd/ناامید، دلسردI was disappointed with my score.
homesick/ˈhoʊmsɪk/دلتنگ خانه و وطنStudents abroad often feel homesick.
miserable/ˈmɪzɚəbəl/بسیار ناراحت و بدحالI felt miserable with a cold.

دو جفتی که فارسی‌زبان‌ها قاطی می‌کنند: embarrassed یعنی خجالت از یک موقعیت ناجور (مثلاً زمین خوردن جلوی جمع)، ولی ashamed یعنی شرمندگی از کار اشتباهی که کرده‌ای. nervous هم «عصبی» به معنی عصبانی نیست؛ یعنی مضطرب و دستپاچه.

حالت‌های روزمره

لغتتلفظمعنی فارسیمثال
tired/taɪɚd/خستهI'm too tired to cook tonight.
exhausted/ɪɡˈzɑːstɪd/از پا افتادهAfter the move we were exhausted.
bored/bɔːrd/حوصله‌سررفتهThe kids are bored at home.
confused/kənˈfjuːzd/گیجI'm confused by these instructions.
surprised/sɚˈpraɪzd/متعجبI was surprised by his answer.
shocked/ʃɑːkt/شوکهEveryone was shocked by the news.
curious/ˈkjʊriəs/کنجکاوI'm curious about your new job.
stressed (out)/strest/تحت فشار، استرسیI'm stressed out about money.
sleepy/ˈsliːpi/خواب‌آلودI feel sleepy after lunch.
hungry / thirsty/ˈhʌŋɡri / ˈθɝːsti/گرسنه / تشنهI'm hungry; let's eat.
in a good mood/ɪn ə ˌɡʊd ˈmuːd/سرحالYou're in a good mood today!
in a bad mood/ɪn ə ˌbæd ˈmuːd/بدخلق، بی‌حوصلهHe is in a bad mood this morning.

برای حالت‌های بدنی مثل گرسنگی و تشنگی، انگلیسی از be استفاده می‌کند، نه have: I'm hungry، نه I have hunger.

فرق bored و boring؛ صفت‌های دوشکلی

شاید پرتکرارترین خطای فارسی‌زبان‌ها در این موضوع، جمله‌ی I am boring است که یعنی «من آدم حوصله‌سربری هستم»، نه «حوصله‌ام سر رفته». قاعده ساده است: شکل -ed حس آدم را می‌گوید و شکل -ing چیزی را توصیف می‌کند که آن حس را ایجاد کرده است.

فرق صفت‌های ed و ing مثل bored و boring در انگلیسی
بپرس: چه کسی این حس را دارد؟
دو شکلمعنی
bored / boringحوصله‌ام سر رفته / حوصله‌سربر
interested / interestingعلاقه‌مندم / جالب
tired / tiringخسته‌ام / خسته‌کننده
confused / confusingگیج شده‌ام / گیج‌کننده
excited / excitingهیجان‌زده‌ام / هیجان‌انگیز
embarrassed / embarrassingخجالت‌زده‌ام / خجالت‌آور
frightened / frighteningترسیده‌ام / ترسناک
disappointed / disappointingناامید شده‌ام / ناامیدکننده

مثال: The lesson was boring, so I was bored. اگر مطمئن نیستی، بپرس «چه کسی این حس را دارد؟». اگر آدم است، -ed.

حرف اضافه بعد از صفت‌های احساس

بیشتر این صفت‌ها حرف اضافه‌ی ثابتی دارند و ترجمه‌ی مستقیم از فارسی معمولاً حرف اضافه‌ی غلط می‌دهد:

صفت‌های احساس در انگلیسی با حرف اضافه‌ی ثابت و معنی فارسی
صفت و حرف اضافه را با هم یاد بگیر
ترکیبمعنیمثال
afraid of / scared ofترسیدن ازShe's scared of flying.
angry with (someone) / about (something)عصبانی ازI'm angry with him about the mess.
worried aboutنگرانِAre you worried about the test?
proud ofافتخار کردن بهWe are proud of you.
interested inعلاقه‌مند بهI'm interested in photography.
tired ofخسته شدن از (چیزی تکراری)I'm tired of waiting.
excited aboutهیجان‌زده برایThey're excited about the concert.
jealous ofحسادت بهDon't be jealous of others.

خطای رایج interested to music است که در اشتباهات رایج انگلیسی هم به آن پرداخته‌ایم. بهترین راه این است که صفت و حرف اضافه را با هم، مثل یک واحد، یاد بگیری؛ همان کاری که با کالوکیشن‌ها می‌کنی.

حرف زدن درباره‌ی حس‌ها در گفت‌وگو

  • How are you feeling today? — امروز حالت چطور است؟
  • You look a bit down. Is everything OK? — کمی گرفته به نظر می‌رسی. همه‌چیز رو‌به‌راه است؟
  • I'm feeling a bit under the weather. — کمی ناخوشم.
  • That must be really frustrating. — باید خیلی کلافه‌کننده باشد.
  • I know how you feel. — می‌فهمم چه حسی داری.

این جمله‌ها در گفت‌وگوهای کوتاه روزمره خیلی به کار می‌آیند؛ برای تمرین بیشتر، اسمال تاک انگلیسی را ببین. اگر می‌خواهی این صفت‌ها را در مکالمه به کار ببری، تقویت مکالمه انگلیسی تمرین‌های عملی‌اش را دارد. توصیف احساس، یکی از مهارت‌هایی است که در هر مسیر آموزش زبان انگلیسی زود به آن نیاز پیدا می‌کنی.

نکته وکاژ: هر شب یک جمله درباره‌ی حس آن روزت بنویس، با یکی از صفت‌های تازه: Today I felt relieved because…. در وکاژ می‌توانی این صفت‌ها را با جمله‌ی خودت اضافه کنی تا سر موعد برای مرور برگردند؛ روش مرور به‌موقع را ببین.

تمرین کن

جمله را درست کن: I am boring in this class.

I am bored in this class.

embarrassed یا ashamed؟ I was ___ when I called my teacher Mom.

embarrassed؛ موقعیت ناجور بوده، نه کار اخلاقاً اشتباه.

حرف اضافه را بگذار: She is proud ___ her son.

of

«خیالم راحت شد» را به انگلیسی بگو.

I was relieved. یا What a relief!

nervous یعنی «عصبانی»؟

نه؛ یعنی مضطرب و دستپاچه. «عصبانی» می‌شود angry یا annoyed.

سؤال‌های رایج

فرق feel و be برای احساسات چیست؟

هر دو درست‌اند. I am tired و I feel tired تقریباً یکی‌اند؛ feel روی حس درونی تأکید بیشتری دارد.

فرق upset و angry چیست؟

upset ترکیبی از ناراحتی و دلخوری است و لزوماً عصبانیت نیست. angry یعنی عصبانی.

چطور بفهمم صفت با کدام حرف اضافه می‌آید؟

در دیکشنری زبان‌آموز، مثال‌های هر صفت را نگاه کن. معمولاً حرف اضافه‌ی رایج در مثال‌ها یا الگوی جمله آمده است.

منابع

اشتراک‌گذاری:✈️ تلگرام💬 واتس‌اپ
نوشتهتحریریه وکاژواژه واژه تا انگلیسی روان؛ راهنماهای کوتاه و کاربردی برای یادگیری انگلیسی.
جمله انگلیسی با خطای قرمز و شکل درست آن کنارش
ریدینگ و رایتینگ

اشتباهات رایج انگلیسی فارسی‌زبان‌ها؛ ۲۵ خطای پرتکرار و شکل درست

۲۵ خطای پرتکرار فارسی‌زبان‌ها در انگلیسی در پنج دسته: فعل و زمان، حروف تعریف، حرف اضافه، لغت‌های قاطی‌شدنی و ساختار جمله؛ هرکدام با شکل درست و توضیح اینکه چرا از فارسی می‌آید.

۸ دقیقه

بیشتر بخوانید
دو نفر کنار دستگاه قهوه در محل کار که گپ کوتاه دوستانه‌ای می‌زنند
مکالمه انگلیسی

اسمال تاک انگلیسی؛ شروع و ادامه گفت‌وگو (Small talk)

گپ کوتاه انگلیسی درباره هوا، آخر هفته یا کار را چطور شروع کنیم، ادامه بدهیم و مؤدبانه تمام کنیم؟ موضوع‌های امن، فرمول سه‌مرحله‌ای ادامه گفت‌وگو و نکته‌های فرهنگی برای فارسی‌زبان‌ها.

۷ دقیقه

بیشتر بخوانید

نظرها

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.

لغات احساسات انگلیسی با تلفظ و مثال | وکاژ