لغات انگلیسی سفر بیشتر در پنج موقعیت لازم میشوند: برنامهریزی و مدارک، فرودگاه، حملونقل شهری، هتل و گشتوگذار. اینجا ۵۰ لغت کلیدی را برای همین موقعیتها با تلفظ آمریکایی، معنی فارسی و جملهی نمونه آوردهایم تا تابلوها و اعلانها را بفهمی و سؤالت را بپرسی.
فهرست مطالب
- لغتهای سفر، پیش از جملههای سفر
- برنامهریزی، بلیت و مدارک
- فرودگاه و پرواز
- قطار، مترو و رفتوآمد شهری
- هتل و محل اقامت
- گشتوگذار و سوغاتی
- فرق کلمههای مشابه سفر
- پیش از سفر چه چیزی را مرور کنی
- تمرین کن
- سؤالهای رایج
- منابع
لغتهای سفر، پیش از جملههای سفر
در فرودگاه یا هتل، اول باید کلمههای کلیدی تابلو، بلیت و اعلان را بفهمی؛ بعد نوبت جملهسازی است. این مطلب روی همین کلمهها تمرکز دارد. جملههای آماده برای هر موقعیت را جداگانه در مکالمه انگلیسی در سفر آوردهایم و بهتر است این دو را کنار هم بخوانی.
لغتها به ترتیب سفر چیده شدهاند: از برنامهریزی تا برگشت. برای اصول کلی حفظ و مرور لغت، راهنمای روش یادگیری لغات انگلیسی را ببین. تلفظها آمریکاییاند و هر جا کلمهی بریتانیایی فرق داشته، در ستون معنی آمده است.
برنامهریزی، بلیت و مدارک
این کلمهها را پیش از سفر، روی سایتهای رزرو و در ایمیلهای تأیید زیاد میبینی.
| لغت | تلفظ | معنی فارسی |
|---|---|---|
| passport | /ˈpæspɔːrt/ | گذرنامه |
| visa | /ˈviːzə/ | روادید، ویزا |
| booking / reservation | /ˈbʊkɪŋ / ˌrezɚˈveɪʃən/ | رزرو |
| itinerary | /aɪˈtɪnəreri/ | برنامهی سفر |
| travel insurance | /ˈtrævəl ɪnˌʃʊrəns/ | بیمهی مسافرتی |
| one-way ticket | /ˌwʌnweɪ ˈtɪkɪt/ | بلیت یکطرفه |
| round-trip ticket | /ˌraʊndtrɪp ˈtɪkɪt/ | بلیت رفتوبرگشت (در بریتانیا: return) |
| currency | /ˈkɝːənsi/ | ارز، واحد پول |
| exchange rate | /ɪksˈtʃeɪndʒ ˌreɪt/ | نرخ تبدیل ارز |
| destination | /ˌdestɪˈneɪʃən/ | مقصد |
| package tour | /ˈpækɪdʒ ˌtʊr/ | تور (با برنامهی آماده) |
فرودگاه و پرواز
فرودگاه پرتنشترین بخش سفر است، چون اعلانها سریعاند. اگر کلمههایی مثل gate، delay و boarding را بشناسی، حتی با فهم نصفهی جمله هم میفهمی چه خبر است.

| لغت | تلفظ | معنی فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| terminal | /ˈtɝːmɪnəl/ | ترمینال، سالن فرودگاه | Our flight leaves from Terminal 2. |
| check-in desk | /ˈtʃekɪn ˌdesk/ | باجهی پذیرش | The check-in desk opens three hours before the flight. |
| boarding pass | /ˈbɔːrdɪŋ ˌpæs/ | کارت پرواز | Have your boarding pass ready. |
| carry-on | /ˈkeriɑːn/ | بار همراه (در بریتانیا: hand luggage) | My carry-on is just a small backpack. |
| checked baggage | /ˌtʃekt ˈbæɡɪdʒ/ | بار تحویلی | Checked baggage must be under 23 kilos. |
| security check | /sɪˈkjʊrəti ˌtʃek/ | بازرسی امنیتی | The line at the security check was long. |
| gate | /ɡeɪt/ | گیت | Please go to Gate 14. |
| departure / arrival | /dɪˈpɑːrtʃɚ / əˈraɪvəl/ | پرواز خروجی / ورودی | Check the departure board for your gate. |
| delay | /dɪˈleɪ/ | تأخیر | There is a two-hour delay. |
| layover | /ˈleɪoʊvɚ/ | توقف بین دو پرواز | We have a short layover in Istanbul. |
| aisle seat / window seat | /ˈaɪl ˌsiːt / ˈwɪndoʊ ˌsiːt/ | صندلی کنار راهرو / کنار پنجره | Could I have an aisle seat, please? |
| baggage claim | /ˈbæɡɪdʒ ˌkleɪm/ | محل تحویل بار | Meet me at baggage claim. |
| customs | /ˈkʌstəmz/ | گمرک | You have to go through customs after landing. |
| take off / land | /ˌteɪk ˈɑːf / lænd/ | بلند شدن هواپیما / فرود آمدن | The plane landed on time. |
«کارت پرواز» در انگلیسی boarding pass است، نه flight card. boarding یعنی سوار شدن به هواپیما؛ وقتی اعلان میکنند Now boarding یعنی سوار شدن شروع شده است.
قطار، مترو و رفتوآمد شهری

| لغت | تلفظ | معنی فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| platform | /ˈplætfɔːrm/ | سکوی ایستگاه قطار | The train leaves from platform 3. |
| subway | /ˈsʌbweɪ/ | مترو (در بریتانیا: underground) | The subway is the fastest way downtown. |
| fare | /fer/ | کرایه | The bus fare is two dollars. |
| timetable / schedule | /ˈtaɪmteɪbəl / ˈskedʒuːl/ | جدول زمان حرکت | Check the train schedule online. |
| rent a car | /ˌrent ə ˈkɑːr/ | ماشین کرایه کردن | We rented a car for three days. |
| taxi stand | /ˈtæksi ˌstænd/ | ایستگاه تاکسی | There is a taxi stand outside the station. |
| get on / get off | /ˌɡet ˈɑːn / ˌɡet ˈɑːf/ | سوار شدن / پیاده شدن (اتوبوس، قطار) | Get off at the next stop. |
| miss | /mɪs/ | جا ماندن از | Hurry, or we'll miss the train! |
| ferry | /ˈferi/ | کشتی مسافربری کوتاهمسیر | We took the ferry to the island. |
«سوار تاکسی یا ماشین شدن» get in و «پیاده شدن» get out of است، ولی برای اتوبوس، قطار و هواپیما get on و get off میگویند. قاعدهی ساده: اگر بتوانی داخلش راه بروی، on.
هتل و محل اقامت
| لغت | تلفظ | معنی فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| accommodation | /əˌkɑːməˈdeɪʃən/ | محل اقامت | Accommodation in the city center is expensive. |
| hostel | /ˈhɑːstəl/ | هاستل، مسافرخانهی ارزان | Students often stay in hostels. |
| single / double room | /ˈsɪŋɡəl / ˈdʌbəl ˌruːm/ | اتاق یکنفره / دونفره | I booked a double room for two nights. |
| reception | /rɪˈsepʃən/ | پذیرش هتل | Leave your key at reception. |
| check in / check out | /ˌtʃek ˈɪn / ˌtʃek ˈaʊt/ | تحویل گرفتن / تحویل دادن اتاق | We can check in after 2 p.m. |
| vacancy | /ˈveɪkənsi/ | اتاق خالی | Sorry, we have no vacancies tonight. |
| deposit | /dɪˈpɑːzɪt/ | بیعانه، ودیعه | They asked for a small deposit. |
| amenities | /əˈmenətiz/ | امکانات رفاهی | The hotel has good amenities, like a gym and a pool. |
accommodation در انگلیسی بریتانیایی غیرقابلشمارش است: We need accommodation، نه an accommodation. در آمریکایی شکل جمع accommodations هم رایج است.
گشتوگذار و سوغاتی
| لغت | تلفظ | معنی فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| sightseeing | /ˈsaɪtsiːɪŋ/ | گشتوگذار و دیدن جاهای دیدنی | We spent the morning sightseeing. |
| landmark | /ˈlændmɑːrk/ | بنا یا مکان شاخص | The bridge is the city's most famous landmark. |
| guided tour | /ˌɡaɪdɪd ˈtʊr/ | گشت با راهنما | We joined a guided tour of the old town. |
| souvenir | /ˌsuːvəˈnɪr/ | سوغاتی | I bought a small souvenir for my mom. |
| tourist attraction | /ˈtʊrɪst əˌtrækʃən/ | جاذبهی گردشگری | Persepolis is a major tourist attraction. |
| local | /ˈloʊkəl/ | محلی؛ اهل محل | Ask a local for a good restaurant. |
| crowded | /ˈkraʊdɪd/ | شلوغ | The museum was very crowded on Sunday. |
| off the beaten track | /ˌɑːf ðə ˌbiːtən ˈtræk/ | دور از مسیرهای توریستی | We wanted a village off the beaten track. |
souvenir چیزی است که برای یادگاری میخری؛ برای «سوغاتی برای دیگران» هم به کار میرود، ولی اگر هدیه است، میتوانی بگویی a gift from Spain.
فرق کلمههای مشابه سفر
فارسیزبانها برای همهی اینها «سفر» میگویند و در انگلیسی معمولاً travel را جای trip به کار میبرند. جملهی How was your travel? غلط نیست ولی طبیعی هم نیست؛ بگو How was your trip?.

| کلمه | کاربرد | مثال |
|---|---|---|
| travel | فعل یا اسم کلیِ سفر کردن؛ معمولاً جمع یا شمارش نمیشود | I love travel. / I travel a lot. |
| trip | یک سفر مشخص با رفت و برگشت | We had a great trip to Kish. |
| journey | مسیر رفتن از جایی به جای دیگر، بهخصوص طولانی | The journey took ten hours by bus. |
| tour | سفر یا گشتی که چند جا را میبیند | We did a tour of the old city. |
| flight | پرواز | The flight was smooth. |
برای trip فعل take یا go on میآید: go on a trip. ترکیبهای طبیعی مثل این را در کالوکیشن انگلیسی بیشتر ببین.
پیش از سفر چه چیزی را مرور کنی

- دو هفته قبل: لغتهای برنامهریزی و فرودگاه را اضافه کن و هر روز چند تا را مرور کن.
- یک هفته قبل: لغتهای حملونقل و هتل را اضافه کن و برای هر کدام یک جمله دربارهی سفر خودت بساز.
- روز سفر: فقط مرور کن؛ لغت تازه اضافه نکن.
لغتهای سفر جزو کاربردیترین بخشهای آموزش زبان انگلیسی هستند، چون نتیجهشان را همان روز اول در فرودگاه میبینی. اگر میخواهی این لغتها را در گفتوگو هم راحت به کار ببری، تمرینهای تقویت مکالمه انگلیسی را کنارش انجام بده.
نکته وکاژ: برای هر لغت، کارتی بساز که موقعیت واقعی را نشان بدهد؛ مثلاً جلوی کارت بنویس «اعلان: Gate change for flight 512. یعنی چه؟». در وکاژ میتوانی همین کارتها را بسازی و در روزهای قبل از سفر، از ربات تلگرام یا بله سر موعد مرورشان کنی؛ روش مرور بهموقع را ببین.
تمرین کن
get on یا get in؟ We ___ the train at 8.
got on؛ داخل قطار میشود راه رفت.
«بلیت رفتوبرگشت» به انگلیسی آمریکایی چه میشود؟
round-trip ticket؛ در بریتانیا return ticket.
جای خالی: How was your ___ to Mashhad? (travel / trip)
trip
layover یعنی چه؟
توقف بین دو پرواز در یک فرودگاه میانی.
سؤالهای رایج
فرق luggage و baggage چیست؟
معنی هر دو «بار و چمدان» است و هر دو غیرقابلشمارشاند. baggage در فرودگاهها و در انگلیسی آمریکایی رایجتر است. برای شمردن بگو two pieces of luggage یا two bags.
برای سفر چند لغت انگلیسی لازم است؟
عدد ثابتی ندارد، ولی با لغتهای همین مقاله و جملههای آمادهی موقعیتهای سفر، بیشتر کارهای روزمرهی یک سفر کوتاه را انجام میدهی.
check in فقط برای هتل است؟
نه. هم در هتل به کار میرود و هم در فرودگاه، به معنی تحویل بار و گرفتن کارت پرواز. اسمش با خط تیره نوشته میشود: check-in.




نظرها
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.