رفتن به محتوای اصلی
لغات انگلیسی

لغات انگلیسی سفر و فرودگاه با تلفظ و مثال؛ از رزرو تا گشت‌وگذار

۵۰ لغت ضروری سفر، از گذرنامه و کارت پرواز تا سکوی قطار، پذیرش هتل و سوغاتی؛ با تلفظ، معنی فارسی، مثال، فرق کلمه‌های مشابه و فهرست لغت‌هایی که پیش از سفر باید مرور کنی.

تحریریه وکاژبه‌روزرسانی: ۸ دقیقه مطالعه

کاور مقاله لغات انگلیسی سفر و فرودگاه با چمدان و کارت پرواز

لغات انگلیسی سفر بیشتر در پنج موقعیت لازم می‌شوند: برنامه‌ریزی و مدارک، فرودگاه، حمل‌ونقل شهری، هتل و گشت‌وگذار. این‌جا ۵۰ لغت کلیدی را برای همین موقعیت‌ها با تلفظ آمریکایی، معنی فارسی و جمله‌ی نمونه آورده‌ایم تا تابلوها و اعلان‌ها را بفهمی و سؤالت را بپرسی.

فهرست مطالب

  1. لغت‌های سفر، پیش از جمله‌های سفر
  2. برنامه‌ریزی، بلیت و مدارک
  3. فرودگاه و پرواز
  4. قطار، مترو و رفت‌وآمد شهری
  5. هتل و محل اقامت
  6. گشت‌وگذار و سوغاتی
  7. فرق کلمه‌های مشابه سفر
  8. پیش از سفر چه چیزی را مرور کنی
  9. تمرین کن
  10. سؤال‌های رایج
  11. منابع

لغت‌های سفر، پیش از جمله‌های سفر

در فرودگاه یا هتل، اول باید کلمه‌های کلیدی تابلو، بلیت و اعلان را بفهمی؛ بعد نوبت جمله‌سازی است. این مطلب روی همین کلمه‌ها تمرکز دارد. جمله‌های آماده برای هر موقعیت را جداگانه در مکالمه انگلیسی در سفر آورده‌ایم و بهتر است این دو را کنار هم بخوانی.

لغت‌ها به ترتیب سفر چیده شده‌اند: از برنامه‌ریزی تا برگشت. برای اصول کلی حفظ و مرور لغت، راهنمای روش یادگیری لغات انگلیسی را ببین. تلفظ‌ها آمریکایی‌اند و هر جا کلمه‌ی بریتانیایی فرق داشته، در ستون معنی آمده است.

برنامه‌ریزی، بلیت و مدارک

این کلمه‌ها را پیش از سفر، روی سایت‌های رزرو و در ایمیل‌های تأیید زیاد می‌بینی.

لغتتلفظمعنی فارسی
passport/ˈpæspɔːrt/گذرنامه
visa/ˈviːzə/روادید، ویزا
booking / reservation/ˈbʊkɪŋ / ˌrezɚˈveɪʃən/رزرو
itinerary/aɪˈtɪnəreri/برنامه‌ی سفر
travel insurance/ˈtrævəl ɪnˌʃʊrəns/بیمه‌ی مسافرتی
one-way ticket/ˌwʌnweɪ ˈtɪkɪt/بلیت یک‌طرفه
round-trip ticket/ˌraʊndtrɪp ˈtɪkɪt/بلیت رفت‌وبرگشت (در بریتانیا: return)
currency/ˈkɝːənsi/ارز، واحد پول
exchange rate/ɪksˈtʃeɪndʒ ˌreɪt/نرخ تبدیل ارز
destination/ˌdestɪˈneɪʃən/مقصد
package tour/ˈpækɪdʒ ˌtʊr/تور (با برنامه‌ی آماده)

فرودگاه و پرواز

فرودگاه پرتنش‌ترین بخش سفر است، چون اعلان‌ها سریع‌اند. اگر کلمه‌هایی مثل gate، delay و boarding را بشناسی، حتی با فهم نصفه‌ی جمله هم می‌فهمی چه خبر است.

لغت‌های کلیدی فرودگاه در انگلیسی با تلفظ و معنی فارسی
کارت پرواز boarding pass است، نه flight card
لغتتلفظمعنی فارسیمثال
terminal/ˈtɝːmɪnəl/ترمینال، سالن فرودگاهOur flight leaves from Terminal 2.
check-in desk/ˈtʃekɪn ˌdesk/باجه‌ی پذیرشThe check-in desk opens three hours before the flight.
boarding pass/ˈbɔːrdɪŋ ˌpæs/کارت پروازHave your boarding pass ready.
carry-on/ˈkeriɑːn/بار همراه (در بریتانیا: hand luggage)My carry-on is just a small backpack.
checked baggage/ˌtʃekt ˈbæɡɪdʒ/بار تحویلیChecked baggage must be under 23 kilos.
security check/sɪˈkjʊrəti ˌtʃek/بازرسی امنیتیThe line at the security check was long.
gate/ɡeɪt/گیتPlease go to Gate 14.
departure / arrival/dɪˈpɑːrtʃɚ / əˈraɪvəl/پرواز خروجی / ورودیCheck the departure board for your gate.
delay/dɪˈleɪ/تأخیرThere is a two-hour delay.
layover/ˈleɪoʊvɚ/توقف بین دو پروازWe have a short layover in Istanbul.
aisle seat / window seat/ˈaɪl ˌsiːt / ˈwɪndoʊ ˌsiːt/صندلی کنار راهرو / کنار پنجرهCould I have an aisle seat, please?
baggage claim/ˈbæɡɪdʒ ˌkleɪm/محل تحویل بارMeet me at baggage claim.
customs/ˈkʌstəmz/گمرکYou have to go through customs after landing.
take off / land/ˌteɪk ˈɑːf / lænd/بلند شدن هواپیما / فرود آمدنThe plane landed on time.

«کارت پرواز» در انگلیسی boarding pass است، نه flight card. boarding یعنی سوار شدن به هواپیما؛ وقتی اعلان می‌کنند Now boarding یعنی سوار شدن شروع شده است.

قطار، مترو و رفت‌وآمد شهری

فرق get on و get in برای سوار شدن به وسیله‌ی نقلیه
اگر بتوانی داخلش راه بروی، on
لغتتلفظمعنی فارسیمثال
platform/ˈplætfɔːrm/سکوی ایستگاه قطارThe train leaves from platform 3.
subway/ˈsʌbweɪ/مترو (در بریتانیا: underground)The subway is the fastest way downtown.
fare/fer/کرایهThe bus fare is two dollars.
timetable / schedule/ˈtaɪmteɪbəl / ˈskedʒuːl/جدول زمان حرکتCheck the train schedule online.
rent a car/ˌrent ə ˈkɑːr/ماشین کرایه کردنWe rented a car for three days.
taxi stand/ˈtæksi ˌstænd/ایستگاه تاکسیThere is a taxi stand outside the station.
get on / get off/ˌɡet ˈɑːn / ˌɡet ˈɑːf/سوار شدن / پیاده شدن (اتوبوس، قطار)Get off at the next stop.
miss/mɪs/جا ماندن ازHurry, or we'll miss the train!
ferry/ˈferi/کشتی مسافربری کوتاه‌مسیرWe took the ferry to the island.

«سوار تاکسی یا ماشین شدن» get in و «پیاده شدن» get out of است، ولی برای اتوبوس، قطار و هواپیما get on و get off می‌گویند. قاعده‌ی ساده: اگر بتوانی داخلش راه بروی، on.

هتل و محل اقامت

لغتتلفظمعنی فارسیمثال
accommodation/əˌkɑːməˈdeɪʃən/محل اقامتAccommodation in the city center is expensive.
hostel/ˈhɑːstəl/هاستل، مسافرخانه‌ی ارزانStudents often stay in hostels.
single / double room/ˈsɪŋɡəl / ˈdʌbəl ˌruːm/اتاق یک‌نفره / دونفرهI booked a double room for two nights.
reception/rɪˈsepʃən/پذیرش هتلLeave your key at reception.
check in / check out/ˌtʃek ˈɪn / ˌtʃek ˈaʊt/تحویل گرفتن / تحویل دادن اتاقWe can check in after 2 p.m.
vacancy/ˈveɪkənsi/اتاق خالیSorry, we have no vacancies tonight.
deposit/dɪˈpɑːzɪt/بیعانه، ودیعهThey asked for a small deposit.
amenities/əˈmenətiz/امکانات رفاهیThe hotel has good amenities, like a gym and a pool.

accommodation در انگلیسی بریتانیایی غیرقابل‌شمارش است: We need accommodation، نه an accommodation. در آمریکایی شکل جمع accommodations هم رایج است.

گشت‌وگذار و سوغاتی

لغتتلفظمعنی فارسیمثال
sightseeing/ˈsaɪtsiːɪŋ/گشت‌وگذار و دیدن جاهای دیدنیWe spent the morning sightseeing.
landmark/ˈlændmɑːrk/بنا یا مکان شاخصThe bridge is the city's most famous landmark.
guided tour/ˌɡaɪdɪd ˈtʊr/گشت با راهنماWe joined a guided tour of the old town.
souvenir/ˌsuːvəˈnɪr/سوغاتیI bought a small souvenir for my mom.
tourist attraction/ˈtʊrɪst əˌtrækʃən/جاذبه‌ی گردشگریPersepolis is a major tourist attraction.
local/ˈloʊkəl/محلی؛ اهل محلAsk a local for a good restaurant.
crowded/ˈkraʊdɪd/شلوغThe museum was very crowded on Sunday.
off the beaten track/ˌɑːf ðə ˌbiːtən ˈtræk/دور از مسیرهای توریستیWe wanted a village off the beaten track.

souvenir چیزی است که برای یادگاری می‌خری؛ برای «سوغاتی برای دیگران» هم به کار می‌رود، ولی اگر هدیه است، می‌توانی بگویی a gift from Spain.

فرق کلمه‌های مشابه سفر

فارسی‌زبان‌ها برای همه‌ی این‌ها «سفر» می‌گویند و در انگلیسی معمولاً travel را جای trip به کار می‌برند. جمله‌ی How was your travel? غلط نیست ولی طبیعی هم نیست؛ بگو How was your trip?.

فرق کلمه‌های travel و trip و journey و tour در انگلیسی
بپرس How was your trip?
کلمهکاربردمثال
travelفعل یا اسم کلیِ سفر کردن؛ معمولاً جمع یا شمارش نمی‌شودI love travel. / I travel a lot.
tripیک سفر مشخص با رفت و برگشتWe had a great trip to Kish.
journeyمسیر رفتن از جایی به جای دیگر، به‌خصوص طولانیThe journey took ten hours by bus.
tourسفر یا گشتی که چند جا را می‌بیندWe did a tour of the old city.
flightپروازThe flight was smooth.

برای trip فعل take یا go on می‌آید: go on a trip. ترکیب‌های طبیعی مثل این را در کالوکیشن انگلیسی بیشتر ببین.

پیش از سفر چه چیزی را مرور کنی

برنامه‌ی مرور لغت‌های سفر در روزهای قبل از سفر
روز سفر لغت تازه اضافه نکن
  1. دو هفته قبل: لغت‌های برنامه‌ریزی و فرودگاه را اضافه کن و هر روز چند تا را مرور کن.
  2. یک هفته قبل: لغت‌های حمل‌ونقل و هتل را اضافه کن و برای هر کدام یک جمله درباره‌ی سفر خودت بساز.
  3. روز سفر: فقط مرور کن؛ لغت تازه اضافه نکن.

لغت‌های سفر جزو کاربردی‌ترین بخش‌های آموزش زبان انگلیسی هستند، چون نتیجه‌شان را همان روز اول در فرودگاه می‌بینی. اگر می‌خواهی این لغت‌ها را در گفت‌وگو هم راحت به کار ببری، تمرین‌های تقویت مکالمه انگلیسی را کنارش انجام بده.

نکته وکاژ: برای هر لغت، کارتی بساز که موقعیت واقعی را نشان بدهد؛ مثلاً جلوی کارت بنویس «اعلان: Gate change for flight 512. یعنی چه؟». در وکاژ می‌توانی همین کارت‌ها را بسازی و در روزهای قبل از سفر، از ربات تلگرام یا بله سر موعد مرورشان کنی؛ روش مرور به‌موقع را ببین.

تمرین کن

get on یا get in؟ We ___ the train at 8.

got on؛ داخل قطار می‌شود راه رفت.

«بلیت رفت‌وبرگشت» به انگلیسی آمریکایی چه می‌شود؟

round-trip ticket؛ در بریتانیا return ticket.

جای خالی: How was your ___ to Mashhad? (travel / trip)

trip

layover یعنی چه؟

توقف بین دو پرواز در یک فرودگاه میانی.

سؤال‌های رایج

فرق luggage و baggage چیست؟

معنی هر دو «بار و چمدان» است و هر دو غیرقابل‌شمارش‌اند. baggage در فرودگاه‌ها و در انگلیسی آمریکایی رایج‌تر است. برای شمردن بگو two pieces of luggage یا two bags.

برای سفر چند لغت انگلیسی لازم است؟

عدد ثابتی ندارد، ولی با لغت‌های همین مقاله و جمله‌های آماده‌ی موقعیت‌های سفر، بیشتر کارهای روزمره‌ی یک سفر کوتاه را انجام می‌دهی.

check in فقط برای هتل است؟

نه. هم در هتل به کار می‌رود و هم در فرودگاه، به معنی تحویل بار و گرفتن کارت پرواز. اسمش با خط تیره نوشته می‌شود: check-in.

منابع

اشتراک‌گذاری:✈️ تلگرام💬 واتس‌اپ
نوشتهتحریریه وکاژواژه واژه تا انگلیسی روان؛ راهنماهای کوتاه و کاربردی برای یادگیری انگلیسی.
کاور مقاله لغات پرکاربرد انگلیسی با جدول لغت و مثال
لغات انگلیسی

لغات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال؛ ۳۳۸ لغت پایه A1–A2 و راه رسیدن به ۱۰۰۰ لغت

بیش از ۳۳۰ لغت پایه‌ی انگلیسی در سطح A1 و A2، موضوع‌به‌موضوع، با معنی فارسی و جمله‌ی نمونه‌ی ساده؛ همراه با اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها و نقشه‌ی راه رسیدن به ۱۰۰۰ لغت پرکاربرد.

۲۰ دقیقه

بیشتر بخوانید
کاور مقاله روش یادگیری لغات انگلیسی با کارت لغت و عنوان Vocabulary
لغات انگلیسی

روش یادگیری لغات انگلیسی؛ راهنمای علمی از حفظ کردن تا به کار بردن

از انتخاب لغت‌های پرکاربرد تا مرور با فاصله و استفاده‌ی واقعی در جمله؛ یک روش هفت‌مرحله‌ای بر پایه‌ی پژوهش‌های حافظه که کمک می‌کند لغت‌های انگلیسی را ماندگار یاد بگیری و دیگر زود فراموش‌شان نکنی.

۱۷ دقیقه

بیشتر بخوانید

نظرها

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.