لغات انگلیسی خانواده از چند کلمهی پایه مثل mother، brother و cousin شروع میشوند، ولی نکتهی اصلی برای فارسیزبانها این است که انگلیسی برای عمو و دایی فقط uncle و برای عمه و خاله فقط aunt دارد. اینجا ۵۰ لغت را با تلفظ، معنی و مثال آوردهایم.
فهرست مطالب
- چرا لغتهای خانواده برای فارسیزبانها کمی فرق دارد
- اعضای خانوادهی نزدیک
- فامیل: عمو، دایی، عمه، خاله و بقیه
- خانوادهی همسر و نسبتهای ناتنی
- فعلها و صفتهای ازدواج و بزرگ شدن
- اشتباههای رایج فارسیزبانها
- یک نمونه برای معرفی خانواده
- تمرین کن
- سؤالهای رایج
- منابع
چرا لغتهای خانواده برای فارسیزبانها کمی فرق دارد
فارسی برای نسبتهای فامیلی کلمههای دقیقتری از انگلیسی دارد؛ برای همین فارسیزبانها دنبال معادل «دایی» یا «باجناق» میگردند و پیدا نمیکنند. در انگلیسی یک کلمهی کلی میگویی و اگر لازم شد، با یک عبارت کوتاه توضیح میدهی.
لغتها در چهار گروه آمدهاند و تلفظها آمریکاییاند. اگر هنوز روش کلی کار با لغت را نمیدانی، اول راهنمای روش یادگیری لغات انگلیسی را ببین.
اعضای خانوادهی نزدیک
اینها کلمههاییاند که تقریباً هر روز لازمشان داری. دقت کن که parents فقط یعنی پدر و مادر؛ برای بقیهی فامیل باید relatives بگویی.

| لغت | تلفظ | معنی فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| mother | /ˈmʌðɚ/ | مادر | My mother teaches math at a high school. |
| father | /ˈfɑːðɚ/ | پدر | My father wakes up before everyone else. |
| mom | /mɑːm/ | مامان (در بریتانیا: mum) | Mom, have you seen my keys? |
| dad | /dæd/ | بابا | My dad fixes everything at home. |
| parents | /ˈperənts/ | پدر و مادر، والدین | My parents live in Isfahan. |
| son | /sʌn/ | پسر (فرزندِ پسر) | Their son starts university this year. |
| daughter | /ˈdɑːtɚ/ | دختر (فرزندِ دختر) | She has one daughter and two sons. |
| child / children | /tʃaɪld / ˈtʃɪldrən/ | فرزند، بچه / فرزندان | How many children do you have? |
| brother | /ˈbrʌðɚ/ | برادر | My brother is an engineer. |
| sister | /ˈsɪstɚ/ | خواهر | My sister loves drawing. |
| sibling | /ˈsɪblɪŋ/ | خواهر یا برادر (همخون) | Do you have any siblings? |
| husband | /ˈhʌzbənd/ | شوهر | Her husband cooks on Fridays. |
| wife | /waɪf/ | زن، همسر | His wife works at a hospital. |
برای بزرگتر و کوچکتر بودن از older و younger استفاده کن: my older brother. sibling کمی رسمی است و بیشتر در فرمها و سؤالها میآید.
فامیل: عمو، دایی، عمه، خاله و بقیه
در این گروه، کلمهها از فارسی کمترند. cousin برای مرد و زن یکی است و نشان نمیدهد از طرف پدر است یا مادر. nephew و niece هم به فرزندِ خواهر و برادر خودت یا همسرت گفته میشوند.

| لغت | تلفظ | معنی فارسی |
|---|---|---|
| grandmother | /ˈɡrænmʌðɚ/ | مادربزرگ |
| grandfather | /ˈɡrænfɑːðɚ/ | پدربزرگ |
| grandparents | /ˈɡrænperənts/ | پدربزرگ و مادربزرگ |
| grandson | /ˈɡrænsʌn/ | نوهی پسر |
| granddaughter | /ˈɡrændɑːtɚ/ | نوهی دختر |
| uncle | /ˈʌŋkəl/ | عمو، دایی، شوهرعمه، شوهرخاله |
| aunt | /ænt/ | عمه، خاله، زنعمو، زندایی |
| cousin | /ˈkʌzən/ | پسر یا دخترِ عمو، دایی، عمه و خاله |
| nephew | /ˈnefjuː/ | پسرِ خواهر یا برادر |
| niece | /niːs/ | دخترِ خواهر یا برادر |
| relative | /ˈrelətɪv/ | خویشاوند، فامیل |
| generation | /ˌdʒenəˈreɪʃən/ | نسل |
| extended family | /ɪkˌstendɪd ˈfæməli/ | فامیل، خانوادهی گسترده |
جدول مقایسه با فارسی
وقتی بخواهی دقیق بگویی منظورت کدام نسبت است، از ساختار مالکیت استفاده کن. این جدول نشان میدهد هر نسبت فارسی در انگلیسی چه میشود:
| فارسی | کلمهی انگلیسی | برای دقیقتر گفتن |
|---|---|---|
| عمو | uncle | my father's brother |
| دایی | uncle | my mother's brother |
| عمه | aunt | my father's sister |
| خاله | aunt | my mother's sister |
| پسرعمو، دختردایی و… | cousin | my cousin on my mother's side |
| باجناق | کلمهی جدا ندارد | my wife's sister's husband |
| جاری | کلمهی جدا ندارد | my husband's brother's wife |
خانوادهی همسر و نسبتهای ناتنی
پسوند -in-law یعنی «از طریق ازدواج». پس mother-in-law هم برای مادرشوهر به کار میرود و هم برای مادرزن. پیشوند step- برای نسبتی است که با ازدواج دوبارهی پدر یا مادر به وجود میآید و half- یعنی فقط یکی از والدین مشترک است.

| لغت | تلفظ | معنی فارسی |
|---|---|---|
| mother-in-law | /ˈmʌðɚ ɪn ˌlɑː/ | مادرشوهر یا مادرزن |
| father-in-law | /ˈfɑːðɚ ɪn ˌlɑː/ | پدرشوهر یا پدرزن |
| brother-in-law | /ˈbrʌðɚ ɪn ˌlɑː/ | برادرشوهر، برادرزن یا شوهرخواهر |
| sister-in-law | /ˈsɪstɚ ɪn ˌlɑː/ | خواهرشوهر، خواهرزن یا زنبرادر |
| son-in-law | /ˈsʌn ɪn ˌlɑː/ | داماد |
| daughter-in-law | /ˈdɑːtɚ ɪn ˌlɑː/ | عروس (همسرِ پسر) |
| in-laws | /ˈɪn ˌlɑːz/ | خانوادهی همسر |
| stepfather | /ˈstepfɑːðɚ/ | ناپدری |
| stepmother | /ˈstepmʌðɚ/ | نامادری |
| stepson / stepdaughter | /ˈstepsʌn / ˈstepdɑːtɚ/ | پسر یا دخترِ همسر از ازدواج قبلی |
| stepbrother / stepsister | /ˈstepbrʌðɚ / ˈstepsɪstɚ/ | فرزندِ ناپدری یا نامادری (بدون پدر یا مادر مشترک) |
| half-brother / half-sister | /ˈhæf ˌbrʌðɚ / ˈhæf ˌsɪstɚ/ | برادر یا خواهر ناتنی (یکی از والدین مشترک) |
| partner | /ˈpɑːrtnɚ/ | شریک زندگی |
جمعِ این کلمهها روی کلمهی اصلی میآید، نه روی آخر: sisters-in-law، نه sister-in-laws. البته در گفتار عادی شکل دوم را هم میشنوی.
فعلها و صفتهای ازدواج و بزرگ شدن
با این فعلها و صفتها جملهی کامل میسازی. برای ساختار فریزالوربها فریزال وربهای پرکاربرد را ببین.
| لغت | تلفظ | معنی فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| married | /ˈmerid/ | متأهل | My brother has been married for five years. |
| single | /ˈsɪŋɡəl/ | مجرد | She's single and lives alone. |
| engaged | /ɪnˈɡeɪdʒd/ | نامزد کرده | They got engaged last summer. |
| divorced | /dɪˈvɔːrst/ | طلاقگرفته | His parents are divorced. |
| get married (to) | /ˌɡet ˈmerid/ | ازدواج کردن (با) | My cousin got married to a dentist. |
| have a baby | /ˌhæv ə ˈbeɪbi/ | بچهدار شدن | My sister is having a baby in May. |
| grow up | /ˌɡroʊ ˈʌp/ | بزرگ شدن | I grew up in a small town. |
| bring up | /ˌbrɪŋ ˈʌp/ | بزرگ کردن، تربیت کردن | My grandmother brought me up. |
| take after | /ˌteɪk ˈæftɚ/ | به کسی رفتن (اخلاق یا ظاهر) | I take after my father; we're both stubborn. |
| look like | /ˈlʊk ˌlaɪk/ | شبیه کسی بودن (ظاهر) | You look like your mother. |
| get along (with) | /ˌɡet əˈlɑːŋ/ | کنار آمدن، رابطهی خوب داشتن | I get along well with my sister-in-law. |
قاطی نکن: look like فقط شباهت ظاهری است، ولی take after یعنی به یکی از بزرگترهای خانواده رفتن، در ظاهر یا اخلاق. bring up یعنی بچهای را بزرگ کردن و grow up یعنی خودت بزرگ شدن.
اشتباههای رایج فارسیزبانها

۱. شمردن اعضای خانواده
ترجمهی «خانوادهی ما چهار نفر است» به My family is four people طبیعی نیست. بگو There are four of us in my family یا We are a family of four.
۲. حرف اضافهی ازدواج
«با کسی ازدواج کردن» در انگلیسی get married to someone یا فقط marry someone است. She married with him غلط است. married with فقط در ساختاری مثل He is married with two children درست است، یعنی «متأهل است و دو بچه دارد».
۳. family یعنی «فامیل»؟
«فامیلِ من است» را He is my family نگو؛ بگو He is a relative of mine یا We are related. «نام فامیل» هم last name یا surname است، نه family.
۴. مالکیت با 's
برای گفتن «برادرِ پدرم» ترتیب کلمهها برعکس فارسی است: my father's brother. برای اسم جمعی که به s ختم میشود، آپاستروف بعد از s میآید: my parents' house. توضیح کاملش در راهنمای گرامر انگلیسی هست.
یک نمونه برای معرفی خانواده
این پاراگراف کوتاه را بلند بخوان و بعد نسخهی خودت را بنویس. سعی کن دستکم پنج لغت از جدولهای بالا در آن باشد.
There are five of us in my family: my parents, my two younger sisters and me. My father is a pharmacist and my mother runs a small bakery. I take after my mom; we both love cooking. My grandparents live next door, so we see them almost every day. I am also very close to my cousin Sara. She is like a sister to me.
برای ساختن بقیهی معرفی، معرفی خود به انگلیسی را بخوان. لغتهای خانواده بخشی از پایهی هر مسیر آموزش زبان انگلیسی هستند؛ بقیهی این پایه را در لغات پرکاربرد انگلیسی پیدا میکنی.
نکته وکاژ: روی کارت مرورت فقط «aunt = خاله» ننویس. یک جملهی واقعی دربارهی فامیل خودت بنویس، مثل My aunt Mina lives in Shiraz؛ لغتی که به آدم آشنا وصل شود دیرتر فراموش میشود. در وکاژ میتوانی همین جملهها را اضافه کنی تا سر موعد برای مرور برگردند؛ روش مرور بهموقع را ببین.
تمرین کن
معادل انگلیسی «دختردایی» چیست؟
cousin؛ اگر بخواهی دقیق باشی: my mother's brother's daughter یا my cousin on my mother's side.
جمله را درست کن: My sister married with an engineer.
My sister married an engineer. یا My sister got married to an engineer.
شوهرِ خواهرت به انگلیسی چه میشود؟
brother-in-law
look like یا take after؟ She ___ her grandmother; they are both very patient.
takes after؛ حرف از اخلاق است و look like فقط برای ظاهر به کار میرود.
سؤالهای رایج
به عمو و دایی در انگلیسی چه میگویند؟
هر دو uncle هستند. اگر لازم بود فرقشان را نشان بدهی، بگو my father's brother برای عمو و my mother's brother برای دایی.
فرق cousin و relative چیست؟
cousin فقط فرزندِ عمو، دایی، عمه یا خاله است. relative کلمهی کلی برای هر خویشاوندی است، از مادربزرگ تا شوهرخاله.
brother-in-law دقیقاً چه کسی است؟
سه نسبت را میپوشاند: برادرِ همسرت، شوهرِ خواهرت و در کاربرد عامیانهتر، شوهرِ خواهرِ همسرت. از بافت جمله معلوم میشود کدام منظور است.
family مفرد است یا جمع؟
در انگلیسی آمریکایی بیشتر با فعل مفرد میآید: My family is big. در انگلیسی بریتانیایی وقتی به افراد فکر میکنی، فعل جمع هم رایج است: My family are all doctors.




نظرها
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.