لغات انگلیسی اداری کلمههاییاند که برای کار در یک شرکت یا تیم بینالمللی لازم داری: اسم آدمها و وسایل، لغتهای جلسه، مدیریت کار و پروژه، و حقوق و مرخصی. اینجا ۵۸ لغت را با تلفظ آمریکایی، معنی فارسی و جملهی نمونه در پنج گروه آوردهایم.
فهرست مطالب
- این لغتها به چه کسی کمک میکند
- آدمها و بخشهای شرکت
- وسایل و فضای اداره
- لغتهای جلسه
- کار، پروژه و مهلت
- حقوق، مرخصی و استخدام
- اشتباههای رایج فارسیزبانها در انگلیسی کاری
- چند ترکیب پرکاربرد برای روز کاری
- تمرین کن
- سؤالهای رایج
- منابع
این لغتها به چه کسی کمک میکند
اگر در شرکتی کار میکنی که ایمیلها یا جلسههایش انگلیسی است، اگر با مشتری خارجی کار میکنی یا برای مصاحبهی کاری آماده میشوی، این فهرست نقطهی شروع خوبی است. سطح بیشتر کلمهها بین A2 و B2 است.
این مطلب فقط لغتها را پوشش میدهد. برای اصول کلی یادگیری و نگهداشتن لغت، روش یادگیری لغات انگلیسی را ببین. جملهبندی ایمیلهای کاری را هم جدا در ایمیل رسمی انگلیسی توضیح دادهایم.
آدمها و بخشهای شرکت
| لغت | تلفظ | معنی فارسی |
|---|---|---|
| colleague / coworker | /ˈkɑːliːɡ / ˈkoʊˌwɝːkɚ/ | همکار |
| manager | /ˈmænɪdʒɚ/ | مدیر |
| supervisor | /ˈsuːpɚvaɪzɚ/ | سرپرست |
| employee | /ɪmˈplɔɪiː/ | کارمند |
| employer | /ɪmˈplɔɪɚ/ | کارفرما |
| intern | /ˈɪntɝːn/ | کارآموز |
| client | /ˈklaɪənt/ | مشتری (خدمات)، کارفرمای پروژه |
| team lead | /ˈtiːm ˌliːd/ | سرتیم |
| department | /dɪˈpɑːrtmənt/ | بخش، واحد |
| human resources | /ˌhjuːmən ˈriːsɔːrsɪz/ | منابع انسانی (کوتاهشده: اچآر) |
| headquarters | /ˈhedkwɔːrtɚz/ | دفتر مرکزی |
| freelancer | /ˈfriːlænsɚ/ | فریلنسر، کارکن آزاد |
employer کسی است که استخدام میکند و employee کسی که استخدام شده. پسوند -er معمولاً انجامدهنده و -ee دریافتکنندهی کار را نشان میدهد؛ مثل trainer و trainee. این الگو را در پیشوند و پسوند انگلیسی بیشتر ببین.
وسایل و فضای اداره
| لغت | تلفظ | معنی فارسی |
|---|---|---|
| desk | /desk/ | میز کار |
| printer | /ˈprɪntɚ/ | چاپگر |
| stapler | /ˈsteɪplɚ/ | منگنه |
| folder | /ˈfoʊldɚ/ | پوشه |
| file | /faɪl/ | پرونده؛ فایل |
| notepad | /ˈnoʊtpæd/ | دفترچهی یادداشت |
| whiteboard | /ˈwaɪtbɔːrd/ | تختهی وایتبرد |
| meeting room | /ˈmiːtɪŋ ˌruːm/ | اتاق جلسه |
| badge | /bædʒ/ | کارت شناسایی |
| extension | /ɪkˈstenʃən/ | شمارهی داخلی |
| spreadsheet | /ˈspredʃiːt/ | صفحهگسترده (مثل اکسل) |
| attachment | /əˈtætʃmənt/ | پیوست ایمیل |
«شمارهی داخلی» در انگلیسی extension است و معمولاً کوتاه نوشته میشود: ext. 214. برای حرف زدن پشت تلفن کاری، جملههای آماده را در مکالمه تلفنی انگلیسی ببین.
لغتهای جلسه
جلسهها سه بخش دارند: قبل (دعوت و دستور جلسه)، حین (ارائه و بحث) و بعد (صورتجلسه و پیگیری). لغتهای زیر هر سه را پوشش میدهند.

| لغت | تلفظ | معنی فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| agenda | /əˈdʒendə/ | دستور جلسه | Please send the agenda before the meeting. |
| minutes | /ˈmɪnɪts/ | صورتجلسه | Who is taking the minutes today? |
| schedule a meeting | /ˈskedʒuːl ə ˈmiːtɪŋ/ | جلسه گذاشتن | Let's schedule a meeting for Tuesday. |
| postpone | /poʊstˈpoʊn/ | به تعویق انداختن | We have to postpone the call until next week. |
| cancel | /ˈkænsəl/ | لغو کردن | The client canceled the meeting. |
| attend | /əˈtend/ | شرکت کردن در | Ten people attended the workshop. |
| presentation | /ˌprezənˈteɪʃən/ | ارائه | I have to give a presentation on Monday. |
| action item | /ˈækʃən ˌaɪtəm/ | کار مشخص پس از جلسه | Each action item needs an owner. |
| follow up (on) | /ˌfɑːloʊ ˈʌp/ | پیگیری کردن | I'll follow up on this tomorrow. |
| brainstorm | /ˈbreɪnstɔːrm/ | ایدهپردازی گروهی | Let's brainstorm some names for the product. |
minutes در اینجا ربطی به «دقیقه» ندارد؛ یعنی متن خلاصهی جلسه. از بافت جمله معلوم میشود کدام معنی منظور است.
کار، پروژه و مهلت

| لغت | تلفظ | معنی فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| deadline | /ˈdedlaɪn/ | مهلت | The deadline for the report is Friday. |
| task | /tæsk/ | کار، وظیفه | I have three urgent tasks today. |
| project | /ˈprɑːdʒekt/ | پروژه | She is leading a new project. |
| report | /rɪˈpɔːrt/ | گزارش | I need to finish the monthly report. |
| budget | /ˈbʌdʒɪt/ | بودجه | We are over budget this month. |
| priority | /praɪˈɔːrəti/ | اولویت | Customer safety is our top priority. |
| workload | /ˈwɝːkloʊd/ | حجم کار | My workload is heavy this week. |
| delegate | /ˈdelɪɡeɪt/ | سپردن کار به دیگری | A good manager knows how to delegate. |
| approve | /əˈpruːv/ | تأیید کردن | The manager approved my leave. |
| submit | /səbˈmɪt/ | ارسال کردن، تحویل دادن | Please submit your timesheet by Monday. |
| on track | /ɑːn ˈtræk/ | طبق برنامه | The project is on track. |
| behind schedule | /bɪˌhaɪnd ˈskedʒuːl/ | عقبتر از برنامه | We're two days behind schedule. |
«ددلاین را رد کردیم» را We passed the deadline نگو؛ بگو We missed the deadline. برای رسیدن به مهلت هم بگو meet the deadline.
حقوق، مرخصی و استخدام
| لغت | تلفظ | معنی فارسی | مثال |
|---|---|---|---|
| salary | /ˈsæləri/ | حقوق ماهانه یا سالانه | The salary is paid monthly. |
| raise | /reɪz/ | افزایش حقوق (در بریتانیا: pay rise) | She asked for a raise. |
| promotion | /prəˈmoʊʃən/ | ارتقای شغلی | He got a promotion last year. |
| day off | /ˌdeɪ ˈɑːf/ | روز مرخصی | I'm taking a day off on Thursday. |
| sick leave | /ˈsɪk ˌliːv/ | مرخصی استعلاجی | She is on sick leave this week. |
| overtime | /ˈoʊvɚtaɪm/ | اضافهکاری | We worked overtime to finish the project. |
| full-time / part-time | /ˌfʊlˈtaɪm / ˌpɑːrtˈtaɪm/ | تماموقت / پارهوقت | I work part-time at a bookstore. |
| remote work | /rɪˌmoʊt ˈwɝːk/ | دورکاری | Remote work saves me two hours a day. |
| hire | /haɪɚ/ | استخدام کردن | The company is hiring developers. |
| resign | /rɪˈzaɪn/ | استعفا دادن | He resigned to start his own business. |
| fire | /faɪɚ/ | اخراج کردن (غیررسمی) | Nobody was fired after the mistake. |
| performance review | /pɚˈfɔːrməns rɪˌvjuː/ | ارزیابی عملکرد | My performance review is next month. |
salary حقوق ثابت ماهانه یا سالانه است، ولی wage معمولاً مزد ساعتی یا هفتگی است. fire غیررسمی است؛ در متن رسمی dismiss یا let go میبینی.
اشتباههای رایج فارسیزبانها در انگلیسی کاری

۱. ترجمهی «اداره» و «کار»
«میروم اداره» را I go to the office بگو، نه I go to the administration. work در معنی شغل غیرقابلشمارش است: I have a lot of work، نه a lot of works. برای یک شغل مشخص از a job استفاده کن.
۲. فعلهای جلسه
«جلسه گذاشتن» set up یا schedule است، نه put a meeting. «در جلسه شرکت کردن» هم attend a meeting است، بدون in: attend in a meeting غلط است.
۳. مرخصی
«مرخصی گرفتن» take time off یا take a day off است. leave هم به معنی مرخصی به کار میرود، ولی با on: She is on leave، یعنی «مرخصی است».
۴. خطاب کردن مدیر
در بسیاری از شرکتهای انگلیسیزبان، همکارها و حتی مدیر را با اسم کوچک صدا میزنند. Mr. Manager یا Dear Boss در هیچ موقعیتی طبیعی نیست؛ اگر مطمئن نیستی، مثل خودشان رفتار کن و به امضای ایمیلشان نگاه کن.
چند ترکیب پرکاربرد برای روز کاری
- I'm working on the report. — دارم روی گزارش کار میکنم.
- Can we push the meeting to 3 p.m.? — میشود جلسه را به ساعت سه عقب بیندازیم؟
- I'll get back to you by Friday. — تا جمعه جوابت را میدهم.
- Let's keep each other in the loop. — همدیگر را در جریان بگذاریم.
- Could you send me the file? — میشود فایل را برایم بفرستی؟
این ترکیبها بیشتر از تکلغتها در کار روزمره به درد میخورند. اگر میخواهی در جلسهها راحتتر حرف بزنی، تقویت مکالمه انگلیسی را هم بخوان. لغتهای کاری بخش مهمی از آموزش زبان انگلیسی برای بزرگسالهاست، چون نتیجهشان مستقیم در کار دیده میشود.
نکته وکاژ: لغتهای کاری را از ایمیلها و جلسههای خودت بردار، نه از فهرستهای آماده. هر هفته پنج کلمه یا ترکیب تازه از ایمیلهای کاریات انتخاب کن و جملهی واقعیاش را نگه دار. در وکاژ میتوانی همین جملهها را اضافه کنی تا سر موعد برای مرور برگردند؛ روش مرور بهموقع را ببین.
تمرین کن
جای خالی: We worked late to ___ the deadline.
meet
«صورتجلسه» به انگلیسی چه میشود؟
minutes؛ در این معنی همیشه جمع است.
employer یا employee؟ The company is a good ___; it treats its staff well.
employer
«جلسه را به هفتهی بعد موکول کردند» را بگو.
They postponed the meeting until next week.
سؤالهای رایج
فرق colleague و coworker چیست؟
معنی هر دو «همکار» است. colleague کمی رسمیتر است و در انگلیسی بریتانیایی رایجتر؛ coworker در آمریکایی بیشتر شنیده میشود.
برای مصاحبهی کاری کدام لغتها مهمترند؟
لغتهای بخش حقوق و استخدام، بهعلاوهی فعلهایی مثل manage، lead و deliver که با آنها کارهای قبلیات را توضیح میدهی.
لغات اداری انگلیسی را از کجا تمرین کنم؟
از ایمیلها، جلسهها و سندهای کاری خودت. اگر محیط کار انگلیسی نداری، بخش مجلهی کاری سایت بریتیش کانسل متنهای کوتاه و سطحبندیشده دارد.




نظرها
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.